آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

قلندرین

موسیقی پس زمینه: اینجا


جفتمان قله های بلندی بودیم، از همان اول! 

باشکوه! با عظمت ! 

همه چیز بودیم ، ولی فقط تا قبل از فتح! 

باور کن آخر همه شاهنامه ها خوش نیست 

گاهی نباید قصه را تا ته رفت

بودنت را تا ته سر کشیدم که نبودنت خرم را چسبید

لحظه های ناگزیر! تو لحظه های ناگزیر را باور داری؟ 

من دارم. فکر کن آدم بعد از تو باز هم باوری داشته باشد! چه باور عمیقی! وقتی من خواستنت شدم، لحظه ی ناگزیری بود.

لحظه های ناگزیر! یک عمر به آب کوبانده و به آتش سابیده شدم که برای یک ثانیه "بودنت"را به آغوش؛ بمیرم.

همه قله ها فتح کردنی نیستند، همه راه ها رفتنی. 

قله باهم بودنمان که فتح شد، داشتی می آمدی تا…

 مه خوش حالت سفیدم! داشتی تا اغوش می آمدی …

خبرت نبود یکهو سر میچرخانیم و میبینیم آن ور قله مان سقوط است! پرتگاه!

آن ور قله مان قناری ها از مردار کفتار خون می مکیدند. 

آن ور قله مان دهان ها جریده بودند از فریاد و من برای مادرم میجریدم که نفسم چه قدر غمگین است! 

بر فراز قله باشکوه بودنمان، خدا خوابش برده بود

من سقوط میکردم

تو یخ میزدی 

سرد بود. شبنم اشک های سحرگاهم چهره ات را میپوشاند. 

سردترت میشد. سردترت میشدم. 

سرد بود صبح روشن سپیدم! 

تو منجمد شدی 

من با صورت به ناکجا افتادم

با صدای مردنمان، چرت خدا پاره شد...

×آن ور قله مان دهان ها جریده بودند از فریاد و من برای مادرم میجریدم که نفسم چه قدر غمگین است! 
×ترک های:
دهانی جریده از فریاد
نینوش 
از شاهین نجفی

**سرد بود "صبح روشن سپیدم! "
** ترک مریم از عطا

#من با صورت به ناکجا افتادم
#علی سورنا

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan