آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

post1329

۱: دل بی تو به جان امد 

دل بی تو به یغما رفت

دل بی تو به یغما برد

دل بی تو آجر به آجر ته نشین شد

دل بی تو قدم به قدم خون خورد و فربه شد و منفجر! 

دل بی تو انفجار خون شد

دل بی تو به جان امد! 

ولی برنگرد … 


۲:Sajo:

پس تا حالا چیکار کردی!؟



در این دهن رو گل گرفتم 

در این چشمارو گل گرفتم

در این نفس رو گل گرفتم

که آسمون جر نخورده از فریادمون

که جهان رو سیل نبره از اشکامون

که … 

+کامنت ارسالی برای پرهام. 


۳:به خودم نگاه میکنم و میگم چه کارایی که تو زندگیت نکردی دختر! 


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan