آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

جیغ زنندگان

یه لحظه اجازه بدید یه جیغ به مناسبت اپ شدن لافکادیو بزنیم بعد کم کم ادامه ی پست رو خواهیم نوشت. 

۱: از تفریحات زندگیم اینه که بشینم لب تخت، با صلابت سطل اشغالمو هدف بگیرم، بعد هسته هلو صدتا چرخ در هوا بزنه و بیفته کنار سطل:| در این لحظه خیلی مقتدر بلند شم و هسته رو با دستان گرانقدرم درون سطل قرار بدم:| 


۲: صبح مث هاپوکومار_شخصیت کارتون خونه ی مادربزرگه_  پامیشم برم کلاس. کامنتاتون سرحالم میاره 

صبح های زیادی بوده که این وبلاگ منو از خطر مرگ حتمی نجات داده 


۳:ساعت ها توی ترافیک میمونیم. حتی از فکر فرستادن یه صلوات برای باز شدن راه خندم میگیره! منی که یه زمانی تمام مسیر رو ایه الکرسی میخوندم! 

به سامان میگم:امید واهی نابود میکنه. امیدی که تهش به هیچ برسی نابود میکنه! 

من ترجیح میدم امیدی نداشته باشم. ناامیدی و بیخیالی رو به امید و شکست ترجیح میدم. 

یادته یه بار گفتی ادم نباید ادم واهی هیچکس باشه؟

هیچکس هم نباید امید واهی ما باشه سامان! اینجا جز من و تو هیچکس نیست! 


۴: اتاق خودمه 

اتاق خودمه 

اتاق خودمه 

دوستدارم بهم ریخته باشه 


۵:خونه ای که وقتی میخوای بیای تو زیر لب بگی "وای باز خونه"

خونه نیست عزیزم. یه چیزیه تو مایه های جهنم 


۶:ملت چرا انقدر پرروعن؟ من اگه یک هزارم اینا رو داشتم خودم خودمو اعدام میکردم! هرکاریشون میکنی باز اویزون میشن:|


۷:سامان : حالا حرمت نگه دار! 

_حرمت هر کس دست خودشه! نگه میداشت نگه میداشتم. 


۸:

تو اینه نگاه میکنم و فکرم پیش به پست یاسیه . به سامان میگم مادر خوب مادریه که مادر نشه! 

+ اگه عرضه ی بچه بزرگ کردن نداریم،نزاییم! بچه اینده میخواد! محبت میخواد کوفت میخواد زهر میخواد! 


۹:لوسیزیشن های ممتد

صخی:شما هییییییییژ میدونی چند وقته برام گل نخریدی اقای سامان خان؟

سمی:باز تو ابنبات چوبی خونت افتاد،لوس شدی؟!:| 



۱۰:اب نبات چوبی سیاه،بستنی زغالی! خب بابا نمیشد اینارو با همین طعم نارنجی میساختین؟! اخه مشکی؟! مشکی مگه فقط رنگ عشق نبود؟ مث رنگ چشای مهربونم

اها اها بیاااااا وسط

± پتو چیست؟ چیزی که حتی در دل شهریور نیز میکشی رویت و از نرمی و گرمی اش لذت میبری
±± اگر صخی سکته کرد بر سنگ قبرش بنویسید عده ای را در حال ریختن زباله در خیابان دید، مرد!
بنویسید:از اتاقش خارج میشدند و در را نمیبستند،مرد!

با مورد ۸ موافقم*__*
این دنیا چی داره که بخوای یه نفر دیگه رو هم بدبخت کنی.
از همه افتضاح تر اینایی هستن که باردار نمیشن میرن دوا درمون می کنن،بابا تو تهِ خوشبختایی،خودتو بد بخت نکن:/
فقط خط دوم کامنتت! فقط!
نه خب من به اونا حق میدم! ادم چیزی که نتونه داشته باشه رو میخواد! من باشم به قول شما دوا درمون میکنم که بگم میتونم ، ولی شعورم بهم اجازه نمیده:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan