آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

قاصدک بی همتاست

صخی:اینارو تو جاده پیدا کردم.تو تارعنکبوت گیر کرده بودن

+فوتشون کردی؟

صخی:اوهوم

+ارزو چی؟

صخی:تو ختم به خیر شی

قاصدک


±±±فرهاد میگفت الان میره یه جای دیگه گیر میکنه.

گفتم نه! میره پیش خدا! باید بره پیش خدا

قاصدک بزرگه رفت و رفت تا تو دل یه کوه گم شد!

جفتمون نگاه میکردیم 

فرهاد به دخترکوچولوی لوسش،من به خدایی پشت کوه قایم شده بود…

کلیک


قاصدک بی همتاست 
رقص کنان بی پرواست
از تک تک این نت های بیمار
تا لرزش این صدای بیزار
از خلوت این کوچه های پر ترس
تا هجوم این سایه های بی مرز
بچه که بودم ، خونمون پشت تپه بود . هر سال فقط به یه خاطر منتظر تابستون میموندم ! 
اونم قاصدکایی بود که باد میاورد و تو تار عنکبون های جلوی زیرزمین گرفتار میکرد !
من هر روز شاید بیست تا قاصدک آزاد میکردم :) ولی شب که میخوابیدم مطمئن بودم تا فردا بیست قاصدکِ دیگه تو راه پله منتظرمن :)
چه روزایی بود ...
وای^_______^ ناجی قاصدک ها^_________^
من پروانه شکار میکردم:| از طفولیت هم وحشی بودم:-D:/

±چه حس خوبی داشت این کامنت^^
بچه که بودم ، خونمون پشت تپه بود . هر سال فقط به یه خاطر منتظر تابستون میموندم ! 
اونم قاصدکایی بود که باد میاورد و تو تار عنکبوت های جلوی زیرزمین گرفتار میکرد !
من هر روز شاید بیست تا قاصدک آزاد میکردم :) ولی شب که میخوابیدم مطمئن بودم تا فردا بیست قاصدکِ دیگه تو راه پله منتظرمن :)
چه روزایی بود ...
اخخخخ ژوووووون کامنت زیاااااااد^^
منم با فرهاد موافقم اون یه جای دیگه گیر میکنه ! 😪😓
میره پیش خدا!
من اینقدر رو گرفتن قاصدک و فوت کردنشون حساسم ، یه بار وسط خیابون دیدم، یهو خم شدم برش دارم، یعنی نزدیک بود له شم زیر ماشین=))) ولی خب =))
تو از بندگان برگزییییده خدایی^^
این بار استثنا کار خوبی کردی :-D از دفعه بعد مراقب کن:-D
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
{
یادت نره باید از زمانت درست استفاده کنی! ما درست وسط فیلم The time هستیم رفیق! زمانت رو بچسب! وگرنه میمیری!
Designed By Erfan Powered by Bayan