آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

نبودن همیشگی را بمک

من از بودن های هرازگاه و کوتاه کوتاهت خسته شده ام

برایم از نبودن های طولانی ات حرف بزن 

برایم از هر چیزی بگو که "تو" دارد و طولانیست

من یک توی تا ابد میخواهم! 

جاری شو عدم را 

تا ابد عدم را جاری شو

تا ناکجا سنگ ریزه نجوا کن 

بودن یا نبودنت مهم نیست

دیگر مهم نیست 

فقط میخواهم بتوانم دار و ندارم را با انگشت بشمارم

من دردهای همیشگی را 

بیشتر از درمان های موقتی دوستدارم 


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan