آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

رخ نشون بده د لعنتی چوبت/ترکه ی شک شد باورم فلک شد

۱: چرا کاری میکنید که چاک دهن من باز شه؟ چرا کاری میکنید که بگم اره! هیچکدومتون واسم هیچ ارزشی ندارید خوبه؟ 

واقعنم ندارید. پشیزی برام ارزش ندارید! 


۲:من دستام بوی پارگی فشار میده رو تن زنجیر_مولایم علی سورنا


۳:سر صدای فرهاد میومد،اهنگمو زیاد کردم و در اتاق رو کیپ بستم. دو تا موزیک رقصیدم که دیدنم نه خیر! نمیشه! من همیشه باید باشم. باید باشم تا این دو طفل اروم بگیرن. با رکابی لش و شلوارک و کتونی رفتم بیرون. بعضی وقتا فکر میکنم اگه من نباشم اینا چجوری زندگی میکنن؟ 

تهش چی شد؟ مالید اقاجان! تمرین امروز مالید! پاشید بریم خونه جدیده ببینیم این ورش رو چیکار کنیم! اونورش رو چیکار کنیم!


۴:توی اتاق جدیدم، دو تا قاصدک پیدا کردم. عجبیه! خونه ی نو، تو اتاق خواب! دو تا قاصدک گنده! خیلی هم گنده! سامان به فال نیک گرفت. جفتشو از پنجره فوت کرد. ولی آرزو؟

طعم اخرین ارزوم بغض تو گلومه. اون قاصدکه یادتونه فرهاد میگفت میره پشت کوه ها؟ من میگفتم میره پیش خدا؟ قشنگ رفت پیش خدا گفت دهنشو بگا!


۵:دیدین تو همه خانواده ها یه ممد هست که میگن بپر برو فلان چیز رو از فلان جا بیار؟ مفتخرم بگم من ممد خونه مونم! این ممد بودن وقتی نمود پیدا میکنه که فرهاد میگه بپر برو از تو ماشین پوشه رو بیار!


۶:شغل ادما رو اخلاقشون اثر مستقیم داره! اینم وقتی نمود پیدا میکنه که فرهاد با لحن یه معلم تاریخ به مامانم میگه:خانم! حواست کجاست؟


۷: مامان بزرگ کیلومترها دورتر خانه سالمندانه. بابابزرگ کییییییلومترها دورتر هذیون میگه و حالش اصلا خوب نیس. 

فرهاد از در ماشین پیاده میشه و نزدیکه بخوره زمین. زانوهاش دیگه نمیکشه

سرم رو تکیه میدم به شیشه. اشک اشک اشک و دستایی که دوباره خیس عرق میشن. خیس خیس خیس. تمام شالم خیس میشه

به کدوم دردم زار بزنم؟

سیاوش میگه داری میمیری صخره! داری میمیری!

اون وسطا فکرم میره پی این پست رضا، اسکرین شاتش رو دارم. پست هاش رو به صورت روزانه مصرف میکنم. تجویز سامان! 

هی به خیابون رو به روم نگاه کردم. هی گفتم سامان نمیشد یه سیگار دستمون بود همین خیابونو قدم میزدیم تا سیاهی اخرش؟ تا سیاهی اخرم؟ تا سیاهی اخر این دنیا! همینجوری تا اخر عمر قدم میزدیم!

سورنا کشتی رو میخونه. و بعدش مش کریم.

به اسمون پوزخند میزنم. تو چه خدایی هستی؟روت میشه اسم خودتو بذاری خدا؟!

هر چی میخوام بگم رو سورنا داد میزنه! باهاش زمزمه میکنم:

"نگفتی تو چوپان دروغگو حکم گله رو داریم"

نسی،مامان و فرهاد سوار ماشین میشن. اشکامو پاک میکنم. همه ی شالم خیسه. 

نسی یه شیرینی میده دستم. میگه اینو برا تو خریدم. نصفشو میدم فرهاد و مامان. 

بغض داره خفم میکنه. چشام پر و خالی میشه. سامان میگه الان صخی؟! تو ماشین؟! جلو بقیه؟! گریه؟! 

بیا این نوشته ی روی دیوار رو بخون؟ چی نوشته؟آاااااراااااد!

روی اون کیوسکه چی نوشته؟ بخون بخون!

با نصف دیگه ی شیرینی کاکاعویی بغضمو قورت میدم..


۸:وسط این زندگی **** انقدر ذوق کردم لافکادیو اپ کرده. شمام ذوق کردین؟:)


۹:پست رو با شرح یک دعوای جانانه در چند دقیقه پیش به پایان میبریم. در اتاق رو باز کرده میگه به خاطر بی ادبی امشبت دیگه حق نداری با من حرف بزنی!

ای بابا! حالا من با شماها حرف نزنم دق میکنم که! چرا این کارو با من میکنید اخه؟! 

واقعا اینا فکر میکنن تو این زندگی دیگه چیزی برا من ارزش داره که اونا داشته باشن؟ زهی خیال باطل!

عنوان از اهنگ کشتی_البوم نگار_مولایم علی سورنا
شما برو اواتارت رو عوض کن جای این حرفا:| 
صخی لطف کن بعدشم بکپ فردا صبح کلاس داری
قصه ی من قصه ی شب
فریاد درون حس یه درد
قصه ی من مثل یه مرد 
که ساقی مردم و تشنه ی شهر 
قصه ی من پرواز بود 
اما فشاری رو زیریم نبود
قصم مثل فرهاد بود اما هعیچ کجاش شیرین نبپذ 
قصه ی من جرعتم بوث که دلیل محکم قدرتم شد 
قصه ی من  باختم بپد که دلیل محکم بردنم شد 
قصه ی من عین فیلم بود که دلیل محمم مردنم شد 
قصه ی من کامل شدهه یه عاقل کهذجاهل شده 
چک من به دنیا باطی شده هیچ شر خرس ثمیتونه پاسش کنخ
صخی داشت سعی میکرد همزمان با خوندن سورنا متن اهنگ رو تایپ کنه. 
خودمونیما! تند میخونیا سورنا جان!

تیک خصوصی شو یادم رف :/
از اونجا که نگارنده این وب همیشه انلاینه
نگران این مساعل نباشید:|:-D
:))))
عجب جواب دندان شکنی
کجاش دندان شکن بود عاغا؟!:|
راس میگی دندان شکن نبود
پس من چرا دندونم شکست؟ :/
خلقت خدا
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan