آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

Are you kidding me?!!

چراغا خاموشه و دراز کشیدم 

پامو انداختم رو پام 

دارم تو سلولای خاکستریم دنبال یه چیزی میگردم 

"دقیقا از کی یاد گرفتم بزنم زیر قولم؟ "

چطور ممکنه من!!! منننن! بزنم زیر قولم؟ 

آر یو کیدینگ می اور وات؟! 


اگه من بتونم 
چشمامو ببندم 
فردا صبح میاد 
به دیدن تو 
اگه من بتونم بگذرم 
از این شب تاریک
فردا صبح 
میاد
به دیدن تو 
همه چی خاکستری… 

خودت رو این دفعه ببخش
ما از پیش امرزیدگانیم میم جان! همین کمه این وسط با خودمم روابط دوستانه نداشته باشم!:) رفیقیم بابا 
میبخشیم خودمونو
از خودت زیادی توقع نداشته باش که سخت میگذره
بههههه بهههه! خانوم قند عسل! قدم رنجه کردین 
قدم سر چشم ما گذاشتین 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan