آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

:)

تو لیست لذت های زندگی نوشتم: کسی برام اواز بخونه_ساز بزنه

بعد از اینکه لیست رو میخونه میگه:حالا چرا هر چی برات خونده بود و نواخته بود رو پاک کردی؟ 

میگم:میخوام صدددد سال سیاه نخونه و نزنه مرتیکه عوضی

هممون با هم میزنیم زیر خنده 


+ولی من اگه میدونستم دز فان قصه یه روز انقدر زیاد میشه،

یه دو جین عاشق میشدم که تا اخر عمر هی بخندم:-D

 [همچنان بلند بلند میخندد]

++خیلی خوبه یه چیزایی رو با خودمون حل کنیم. جوری حل کنیم که از بدترین چیزا هم برامون خنده بمونه. 


جادوگر شهر اوز هم انقد نمیخندید لعنتی
برووووو:-D اون اصن مگه میخندید؟[با دست ارام به پیشانی اش میکوبد ]


پ.ن:چو شو گیرم خیالت را در آغوش 
سحر از بسترم بوی گل آیو
گرچه گفتن یا نگفتن من و شما تاثیری در ماهیت اوشون نمیذاره ولی سپاسگزار میشیم شما جانب ادب رو رعایت کنید
_ولی صخی! تو از بچگیتم جذب عتیقه جات میشدی ^^
سامان بیا با برنامه عاشق شیم:-D
سال دیگه همین موقع؟
بروووو بچه:-D 
سال دیگه همین موقع عاشق شی که بدبخت می‌شی فرزندم! 
پنج ماه مونده به کنکور :))
+ داشتم فک می‌کردم من خوندن آرشیوت رو وسطاش ول کردم به یه سری دلایل. خوش‌حالم که چند ماه دیگه که برگردم بقیه‌ش رو بخونم، می‌دونم جاهایی که مربوط به این موضوع می‌شه -اگه نوشته باشی راجع بهش اصلا- تهش چی می‌شه. 
جمله‌بندیم چرا همچین شد؟ 🚶
اوا راس میگی:-D سامان سامان بیا برنامه عوض شده:-D گمونم بهتره هفته دیگه ضرب العجلی عاشق شیم تا کنکور نزدیک نیس:-D 
+عاغا من شرمنده میشم! کاش چیز به درد بخوری نوشته بودم حداقل! 
ولی بسیار ذوق میکنمااااا هیچ وقت فک نمیکردم یکی بشینه ارشیوم رو بخونه:-D وا خاک عالم*_______*
بله بله مربوط به این موضوع از ب بسم الله تا همین لحظه نگاشته ایم:) اون بغل تو موضوعات هم موجود هستن:)
جمله بندی به این قشنگی!:) عیب نذار رو دختر مردم بابا
حالا این خنده ها واقعیه؟
حس میکنم اینطور نیست.
ویس خور خوردم منو گوش دادی؟ 
این خنده هام مث همونه:-D اصن امکان نداره فیک باشن 
پس بخند، دیوونه بازی درااار (((=
وااااااااااااای! [دهانش از تعجب باز مانده]
هتلللللللللل! دختر اینو کجا شنیییدیییی؟:-D 
معمولا کارای سامان و کوروش رو دنبال میکنم ^^
این یکی که پلی میشه هیجان زده میشم :دی
سامان و کوروش؟ کوروش کیه؟
سامان توعم ؟! سامان زود بگو کوروش کیه لعنتی؟ :'(
کدوم یکی حالا:-D؟ 
عاغا سامان شما نه |= سامان و کوروشِ وانتونز منظورمه!
هرچیم بشه. ((=
هاااا:-D من میگم این سامان ما کوروش پوروش نداره:-D 
من و توعیم هر چی عم بشه:) 
هتل:-D وای:-D علیرضا کوشی؟
لاى لالالالاى لالالالاى لالالالاى لالالالاى لالالالاى لالالالاى لالالالاى لالالالاى لالالالاى لالا
اى گنج نوش دارو
یادش بخیر 
چقدر با على برات نامجو میخوندیم و کیف میکردى 
با اون سه تارم که صداى سیم و قابلمه میداد،ولى دوست داشتى 
یا اون آهنگ صخى
ورژن پیانو 
خاطره ها براى هرکسى به نوعى ثبت میشه 
خوشحالم که براى تو فقط خندش باقى مونده
همیشه بخند دلبر
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan