آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

که سحر ندارد این شب تار

به نلی گفتم: 

من نمیمیرم.

من کم نمیارم. 

من ناامید نمیشم.

من هیچیم نمیشه.

فقط داغه نلی 

داغ ته سینه ام هیچوقت خنک نمیشه


یک ساعته یکی داره تو خیابون ویولن میزنه. سوز سازش … 

سوز زمستون و داغ دلم!

من همونم! من همون خوب بیرون و خرابه توعم! 

که زیر چشام شب شده از سیاهی 

و من هنوز عجیب دم از محکم بودن میزنم! 

میدونمم چه قدر محکمم. میدونم. میدونم هیچیم نمیشه! محکم!  

فقط داغه… داغه و خنک نمیشه 

داغ غمم تو این سوز ویولن و سوز خیابون،بخار میکنه! بخارش جلو چشمامو میگیره 

من همون خوب بیرون و خراب توعم!

چی بدم به این یارو دیگه نزنه؟ سوز سازش کشت مارا

زندگی تو تخمیه 
چیکار به ساز قشنگ اون طفلک داری؟:) 
به چی کار داشته باشم؟:)
اینجا بشکنم یار گله داره؟ سامان من به چی کار داشته باشم ؟ 
هیچی؟ هی صبر صبر صبر! هان! میدونم! الان دستتو میذاری رو لبام میگی صبر! 
عیوب کجاس لونگ بندازه جلو ما؟:) 

عجب !
اره دیگه خلاصه اینجوریا
کامنت اولتونه؟ خوش اومدین


+
@علیرضا ریگی: 
اولش فک کردم تویی ! بعد میخواستم بگم عجب و مش رجب! 
کی تا الان پای پستای صخی کامنت عجب میذاری؟ و این چرت و پرت ها خلاصه 
دیدم تشابه اسمی بوده:| :-D
واااااای ویولنننن:)))
عششششق:)))
چندشب پیش داشتم تو خیابون قدم میزدم،بارونم میبارید.دیدم یه مردی یه گوشه وایساده داره ساز میزنه و اون آهنگ قشنگه ی ابی رو میخونه که میگفت :کمکم کن،کمکم کن نذار اینجا بمونم تا بپوسم...کمکم کن نذار اینجا لب مرگو ببوسم
میخواستم کوله و همه بارو بندیلمو پرت کنم وسط‌خیابون برم محکم‌بغلش‌کنم‌ و گریه کنم.چیه این ملاحظه کاری مسخره که نمیذاره تو بغل آدمی که اولین باره دیدیمش ولی حس‌میکنیم از ته دل خودمون داره میخونه زار بزنیم؟ 
ها گفتی! اخ گفتی! اخ گفتی! 
مسییییی؟ ولی تو زار نزن هیچوقت خره-_- با اون چشات*__*
جان دلم ..
پری^________^:*
نمیشه محکم نبود از همه طرف زیر فشار 
:/
چه قشنگ مثه سوز وویلون
اره… 
وای! صداش! قطع نمیشد لامصب
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan