آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

که او و کاکتوس هایش باهم.

کاکتوس هایم دارند یکی یکی میمیرند. 

شب میخوابم و صبح با لاشه ی گیاهی مواجه میشم که تا دیروز سالم بود! 

سالها بعد در تاریخ مینویسند، کاکتوس هایش از غم او دق کردند و دانه دانه مردند. 

باورت میشه برا منم اتفاق افتاده کاکتوسام یکی یکی خشکیدن 
فقط اوناییش که پیش خودم نبودن سالم موندن 
وقتی میدیدم دیگه خراب شدن گلام از خودم بدم میومد میگفتم حتی عرصه نداری از گلات مراقبت کنی
الای من بگررررردمت خب ! تازشم! تو کلی عم با عرضه ای بابا! 
بعضی وقتا پیش میاد دیگه کاریش نمیشه کرد 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan