آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

چه پرکار شده این بازیکن

۱:هیچوقت پدر_مادر مسعولی نبودید. هیچوقت ازم انتظار نداشته باشیدفرزندی مسعول باشم. من از بستر خانواده یه یادگاری بزرگ دارم. خوب یاد گرفتم چجوری دل ببرم، از همه! متاسفانه شما یه روی خاص از من رو میبینید. اون روم که بی اغراق، موجود ترسناکیه. 


۲:میشینم گوشه حمام. دست هام رو قلاب میکنم تو هم. 

سامان حرف میزنه: هر لبخندی که روی لبی نمیشینه 

مسعولش تویی. 

هر میلی متری که کشورت بیشتر تو منجلاب فرو میره

هر گنجشکی که گوشه این دنیا جون بده 

میفهمی چی میگم؟ تو تلاش نمیکنی! تو هیچ کاری نمیکنی! ده سال بعد دنیا از اینی که هست لجن تر میشه و توهم مقصری! چون تلاش نکردی !

به زحمتای پشت سرت فک کن! به اینکه قراره یه روز زانو بزنیم و دست دبیر عربیمون رو ببوسیم. 

به خانم نوروزی فکر کن. به مادربزرگت فکر کن. خیلی بی معرفتی صخی. خیلی بی معرفتی اگه همه عشقی که برات خرج شده رو بریزی دور! به همه روزهایی فکر کن که پدرت با چتر میومد جلوی مدرسه دنبالت تا خیس نشی! به همه شب هایی فکر کن که مادرت دغدغه ی تغذیه ی فردات تو مدرسه رو داشت! 

به ادمایی نگاه کن که گفتن موفق نمیشی! به ادمایی نگاه کن که خیلی بی احترام باهات رفتار میکنن. خودتو ثابت کن. دوستدارم سرت رو بگیری بالا و بگی که تونستی! بگی رویاهات فانتزی های بچگونه نبودن!

دوستدارم تو آینه نگاه کنی! میدونی چه قدر مدیون ادم توی اینه ای رفیق؟ دوستدارم تو آینه نگاه کنی و بگی تونستم! دیدی تونستم؟

فکرت کجاس صخی؟ حواست کجاس؟

جز اینه که وجب به وجبه این کشور بهت میگه برو؟ جز اینه که رویاهات خیلی دور و خیلی دشوارن؟ 

نشستی!؟ وای! این دختر منه که دست رو دست گذاشته و گذر عمرش رو تماشا میکنه؟ این دختر منه که شیش ماه دیگه هیژده سالش میشه و هنوز بلد نیست درس بخونه؟ وای! من قرار نبود همچین ادمی رو بسازم! 

عادت هامون یه شیار نورونی عمیق تو ذهن ما میسازن. از بین بردن این شیارها و اضافه کردن شیارهای جدید واقعا سخته. 

ما پر از عادت های غلطیم و هنوز به ساعت های متمادی درس خوندن عادت نداریم. به نظم و برنامه ریزی عادت نداریم. به هزارتا چیز ضروری دیگه عادت نداریم. 

ببین! هیچکس زاده نشده که صبح تا شب تو وبلاگش بنویسه یا تو تلگرام با رفیقاش گپ بزنه! انقدر چیپ و بی نمک؟ سیریسلی؟ 

سعی کنیم به یک فیلسوف در تلگرام، یک سوپر مدل در اینستاگرام و همزمان یک الاف لااوبالی در خیابان تبدیل نشیم!

ببین رفیق! من نه بهت میگم دکتر شو

نه میگم نمره بگیر

من میگم هدفت رو بذار زندگیه درست و بابرنامه. زندگی که روحت رو اروم کنه. زندگی پر تلاش و مفید! کی گفته تو مسعول نیستی؟ هر یه دونه بچه ی کاری که تو مترو میبینی حقش گردن توهم هست! این تویی که تلاش نمیکنی و کارافرین نمیشی ! این تویی که تلاش نمیکنی و یه ادم موفق و شاد نمیشی که به اون بچه ها انرژی بدی! این تویی که انقدر تو مشکلاتت غرقی که یادت میره یه شکلات تو کیفت داشته باشی و بهشون بدی!

به کارهات فکر کن صخی! اگاهانه عمل کن. واقف باش در هر لحظه داری چه عملی انجام میدی. 

اسب ها فکر نمیکنن. طبق غریزه پیش میرن! غریزه یعنی خوردن، خوابیدن، لذت، خندیدن. 

اردک ها فکر نمیکنن! بعضی وقتا انقدر میخورن که دیگه نمیتونن نفس بکشن!

حیوان نباش صخی. توجه کن! به لحظه لحظه ی زندگیت اگاه باش. 

فرار نکن! درس لولوخرخره نیست دخترم! زندگی لولوخرخره نیست! مشکلات لولوخرخره نیستند. 

اون موجودی که وقتی بهش فشار میاد طبق غریزه عمل میکنه و جفتک میزنه اسمش خره! 

خر نباش دخترم! فکر کن! فکر کن و مسلط باش! به خودت و اوضاع مسلط باش. 

هر وقت تحت هر فشاری خواستی به هر عادت بد برگردی به خودت بگو اونی که جفتک میندازه خره! من فکر میکنم!

نترس! هزارتا راه برای زنده موندن داریم. با مقصدای مختلف. و راه های سخت! کی گفته راه بعدی اسون تره؟ حواستو جمع کن که مقصد ها یکی نیست! نمیشه که یونجه یکی نباشه ولی خر یه اندازه کار کنه

صخی:حالا چه گیری دادی به خر!؟ 

سمی:اوکی! مثال عامیانه اش میشه هر چه قدر پول بدی همون قدر اش میخوری! باید هزینه کنی! باید وقتت رو، اعصابت رو،انرژیت رو هزینه کنی! باید شب ها جنازه ات رو پهن کنی روی تخت! اگه دلت آشششششششش میخواد اوضاع اینه! ادما برای آش خیلی هم هزینه نمیکنن. 

بگو که تو آش نمیخوای! بگو هنوزم از یه زندگی عادی که توش قورمه سبزی بپزی و بچه هات برن مدرسه و بری سفر و بخندی حالت بهم میخوره! بگو از عادی بودن اوق ات میگیره! بگو آشششش میخوای!

سخته پسر! خیلی سخته که شیارهای نورونی مغزمون رو تغییر بدیم. میدونم. و میدونم از پسش بر میای. فقط باید یه بار دیگه امتحان کنیم. 

میرم سمتش میرم واسه صد و پنجمین بار مری...


دوباره از صفر. دوباره از صفر شروع میکنیم. 
اولین گام! کمرنگ تر شدن فضای مجازی
همه چی بهتر میشه بابا! شک نکن! بجنب رفیق! نجنب! 
اوکی! برای بار هزارم تلاش میکنیم:) خیلی سخته بابا! عب نداره اگه تا الان از پسش بر نیومدیم 
ما دوباره امتحان میکنیم
واسه رد شدن از اون فقط یه بار کافیه بریزه پس میرم سمتش! میرم واسه صد و پنجمین بار مری
چون امید دارم این اخرین باره و من رد میشم
اگرم خوردم زمین باز میرم :)
وبلاگ خوبمون رو برای صد و یکمین بار ببوسیم و بذاریم کنار؟:) 
وبلاگ خوبمون از قشنگ ترین دلیل های ادامه دادنه:) نارنجی قشنگم:) :******
اگرم خوردم زمین باز میرم سمتش 
واسه صد و چهارمین بار مری
چون امید دارم این اخرین باره و من رد میشم:)
امید دارم اخرین بار باشه رفیق:) 
شبخیر
به سامان بگو دیر اومدی زودم میخوای بری، چرا اینقدر عُنُق شده جدیدا؟ منجلاب کشورم گردن توئه؟ پیاده شو عمو با هم بریم... 
خوشا تعادل
بیا و با سامان اشتی کن یاسی:-D بچمو:-D 
منحلاب کشور تا اونجاییش که پای من و راه های نرفته و تلاش نکرده وسطه تقصیر منه:) تا اونجایی که پای بی سوادی و ناگاهی و عمل نکردن های من وسطه تققیر منه:)
هممون تو خوب و بد این کشور به اندازه خودمون سهم داریم!

اونکه بعله! خوشا تعادل اقا! 
صخی اصن اون قسمتهای ملیشو موافق نبودم باهات اما با این موافقم که بجنب , دیر نمیشه اما هرچی زودتر بشه بهتره.فقط و فقط و فقط طوری عمل کن که مدیون خودت نباشی همین 
بعدش نتیجه هرچی باشه راضی ای , خوشحالی 
منم برات ارزوی موفقیت دارم
اونا توضیحش سخته لیمو:) قسمت های ملی اش میشه واسه یه سری هدف های ملی ای که من مرتبط با علایق خودم دارم:) 
مرسی از حرفات:) 
منم همینطور:)))

پ.ن:اونور چطوره؟ بچه ها اذیت نمیکنن که:-D؟ بچه هام طفلکیا:-D بی آزااااار بی آزاااااار:-D 
کوفت تو این سال و هیژده سالگی ای که به فنا میره تو این کشور -___- 
حقیقتا-_-
انور هم عالی :-) کم میرم اما وقتی میرم لطف همشون شاملم میشه , همتون مهربون و مهمون نوازید :-)
صخی مگه خودت لفت دادی؟
خداروشکر:) سرگل سوا کردیم بابا:-D بچه ها عشقن[قلب نارنجی]
اره :| یکم عجیبه ولی لفت دادم متاسفانه:| از دور عین شیر مراقبتونم مثلا:| عین عقاب حتی:) 
انور هم عالی :-) کم میرم اما وقتی میرم لطف همشون شاملم میشه , همتون مهربون و مهمون نوازید :-)
صخی مگه خودت لفت دادی؟
اخ جون کامنت مجدد:-D
من ریااااااضیم :\ :)
وا:| سیریسلی هو آر یو هانی؟!:| 

یو مین how or who?
یس یس:-D 
خب کودومش😐😀
ببخشید:| دومی اقا دومی:|
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan