آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

چه خاطره ها:)

اون موقع ها خیلی برامون عجیب و بی مزه بود که میثاق هر ماه_ یا شاید هر هفته_ میرفت ارایشگاه و موهاش رو الکی کوتاه میکرد!

عصری در حالی که راه میرفتم فکر کردم دوستدارم برم و دوباره موهام رو کوتاه کنم! دوسدارم دورش دوباره ماشین بشه و مرتب مرتب باشه

بعد یادم اومد : همون! میثاق طفلی هم دور موهاش ماشین بود که هی میرفت ارایشگاه! اقتضای این مدل مو همینه! اونوقت ما همش فکر میکردیم چون یه پسر ۱۷ ساله ی نفهم و سرخوشه اینجوری ولخرجی میکنه!

چی؟! یه پسر ۱۷ ساله؟! میثاق ۱۷ سالش بود؟ 

منم که هفده سالمه! بعد یادم اومد جز اینکه دور موهام ماشینه شباهت های دیگه ای هم به میثاق هفده ساله دارم! 

مدل زندگیم، اعتقاداتم، مدل درس خوندنم! پسر! مدل درس خوندنم!

اینجا بود که یادم افتاد من رو کره ی زمین یه همزاد دارم! یه همزاد که فقط یک بار از پشت پنجره ی طبقه دوم یه ساختمون دیدمش. ۱

یه همزاد که گمونم الان حتی یادش نیست من وجود خارجی دارم. 

کاش دنیا انقدر تخمی نبود اونوقت میشد پیداش کرد و باهاش رفیق شد و حداقل حس کرد که یه نفر دنیا رو عین تو میبینه!



۱:وای نهههههههه! یه بار دیگه هم میثاق رو دیدمممممممم! وقتی با دوستم داشتیم تعقیبشون میکردیم ! اومدیم میانبر بزنیم و خیلی اتفاقی رو به روشون در اومدیم

بعد در یک حرکت ناگهانی جفتمون_ من و دوستم_ یه چرخش ۱۸۰ درجه زدیم و با تمام توان دوییدیم و راه اومده رو برگشتیم[میخندد]

خودمونو تو یه مخروبه جا کردیم و پشت در فلزی زنگ زده اش نفس نفس زدیم! بعد نفس هامون رو حبس کردیم تا اگه کسی دنبالمون اومده صدای نفس هامون رو نشنوه!

شت پسر! ما چه کارایی که تو زندگیمون نکردیم:-D

لعنت اقا لعنت:-D 


پ.ن:من خیلی بی ادب شدم جدیدا. اگه اذیتتون میکنه میتونید ازم فاصله بگیرید

به هر حال:) 

تنها نکته پست هم اینه که دورموهام رو ماشین کردم^__^ 
ولی واقعا! کاش مثلا میشد با میثاق در ارتباط بود! حداقل میدونستم بیست سال(ایا الان میثاق چند سالشه؟) فرضا بیست سالم که شد زندگیم چطوره!
واقعا الان چندسالشه؟ 
يكشنبه ۱۶ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۲۸ ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
فقط خواستم بگم اگه ۳۶۰ درجه بچرخید توی همون راستای قبلیت قرار میگیری
تف به ریاضی:-D چی میگی تو بچه:-D 
يكشنبه ۱۶ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۳۹ ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
تو اگه منظورت اینه برگشتی اون میشه ۱۸۰درجه ولی ۳۶۰ درجه و ۰ درجه هیچ فرقی چه تو تعریف چه توی عملی با هم ندارن
بمیر بابا:-D  :))))
واساده به من دایره مثلثاتی یاد میده-_-
فاصله چیه داداش بیشترم باهات حال میکنم 😂😂😂😂
مدل موهاتم که عالی ❤❤❤
عاشقتم:-D شما بی حد و مرزها مقصودم نبودین:-D وگرنه که من در دامان شما پروریده شده و شما در دامان پروریده شده اید:-D 
اصن انقد حس خوبیه شماها از همه چی خبر دارین:) انقد حس خوبیه این همه نزدیک بودن
صد درصد صحبت یاسی ترین جان 
فاصله چیه بابا^^
جون جون:-D چه همه تون اینجا با ادبید؟ یاسی ترین جان؟ شت بااااابا:-D 
ما نزدیک تر میشیم بهم:-D 
ای جونم 😊😊😊😊😊❤❤❤❤❤❤❤😚😚😚😚😚😚😚
اصا افتاب از کدوم طرف در اومده شما وبلاگی شدی؟:-D خدایا مرسی:-D 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan