آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

همین قدر پرند

به ساعت نگاه میکنم و میگویم چه زود نه و نیم شد! 
درس ها را تا جایی که جان داشتم خواندم، چراغ هارا خاموش کردم و با موسیقی بی کلام و نور بی جان هالوژن کاکتوس ها را اب دادم.ارام و لطیف جا به جایشان کردم، لبخند زدم و حتی یکی شان را بوسیدم. ولی حرف نزدم. زبانم به حرف باز نمیشود جان دلم!
قبل ترش وسط درس خواندن بی هوا رقصیدم. تمرین ها فشرده شده اند. هر روزه. اسم تالار وحدت هم تنم را میلرزاند. باید توی تیم بمانم و اجرا کنم. ظرف ها را شستم و دراز کشیدم. 
سرم شلوغ است و جواب پیام بهرام کمی دیر و زود میشود. زمان زود میگذرد کاوه. برعکس انچه ما فکر میکنیم زمان خیلی خیلی زود میگذرد. 
چمیدانم! انقدر میگذرد تا مثلا سالها بعد اتفاقی توی پارک ببینمت. داری دختر کوچولوی مو طلایی ات را تاب میدهی. خوب کردی که رفتی با مو طلایی ها! اصلا درستش هم همین است که او هیچش شبیه من نباشد! 
شاید سالها بعد موهای فرفری مشکی ات، موهای بلند و سفیدی شد که با کش پشت سرت میبستی. که من ان طرف تر به دیوار تکیه داده بودم و به خیل ادم هایی که میخواستند از تو امضا بگیرند خیره…
شاید سالها بعد درست وسط رویاهایمان ایستاده بودیم
زمان سریع تر از انچه فکر میکنیم میگذرد ولی در یک لحظه متوقف میشود. 
در لحظه ای که چشم هایت را از دختر موطلایی روی تاب، از خیل طرفداران،از هزار و یک سالی که گذشته برمیداری 
و به دختر شانزده هفده ساله ای که چشم هایش شبیه من است لبخند میزنی 
از تصورش هم خنده ام میگیرد. که اصلا تو را چه به این حرف ها؟! شما برو پی تیک خوردن با گزینه های بعدی:) چشم ما کجا و یاد تو کجا جانان بی معرفت!
که کاش میدانستی دلتنگی برای انچه از تمامش منزجری چه طعمی دارد! چیزی بین بهمن هایی که تو میکشیدی و اب نبات های سیاهی که من میخوردم

همین قدر چرند! همین قدر پرند و همین قدر هم اشفته حال
خیلی خوبه آدمی انقدر درگیر کار باشه که عبور زمان رو نفهمه و نوروز رو به نوروز بچسبونه. والا بین این همه درد دووم نمیاره.
همین قدر مشغول بمون صخی جان. :*
نه خیلیم خوب نیس
وقتی پر باشی از کارهای نکرده خوب نیس
فعلا تو تیم بمونم مشغول پیشکش:-D 
محو نشو ماه ترین ماه من
اینو ول کن 
شما غرق نشو صخی جان
غرق نشو غرق ترین ماه من
کلا ادم اجرا داره،اولش خوشحالی داره ها ولی بعد از اسم اون تالاری که باید توش اجرا کنی میاد فقط استرس میگیری
دوس داری تموم شه فقط هر چه زودتر
وای اره:-D دوستندارم تموم شههههه هااا
استرس هم گمونم هنوز خیلی زوده
بیشتر یه ذوق مایل به استرسی دارم:-D احساس میکنم برای من افتخار و لذت بزرگیه:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan