آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

همه پست ها نباید به دردبخور باشن.

کاش یک روزنه ی امید بود 

کاش یک راه برگشت بود 

من از مسیرهای مستقیم که راه برگشتی ندارن بیزارم

من از نداشتنت بیزارم لعنتی 

و داشتنت هم حالمو بهم میزنه

کاش میشد برگشت و از اول شروع کرد 

خنده دارش اونجاس که هزار بارم از اول شروع کنیم باز تهش همین جاس! 

تهش همه چیز همینقدر بوی تعفن میده… چرا؟ فقط میخندم و فکر میکنم چرا؟ چرا نفهمیدی عشق هیچی سرش نمیشه! تو دارا بودی یا ندار، خوب بودی یا بد، سرنوشتت هر چی که بود فرقی به حال من نداشت! 

تو که دیدی نداشت! چرا دروغ! چرا دروغ! چراااااااااا دروغ! 

حیف از واژه زدن برای ادمای…! ولش کن مشتی! پاک کن این اشکارو

{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan