آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

هشتگ مغز فانتزی

دارم کامنتای یه پست رو میخونم

یاسی نوشته:

یعنی فروغم تو همچین حالی بود که نوشت 
دستهایم را در باغچه میکارم

سبز خواهم شد، میدانم، میدانم، میدانم

فروغ رو فرغون میخونم! 


۲:پسره رو نیمکت پارک نشسته. خم شده سیگارش رو روشن کنه. 
اولش فکر میکنم با کله رفته تو پاکت شیر کاکاعو و فقط نی سفیدش دیده میشه! 

بعد هی فک میکردم الان ینی برم یه شیر کاکاعو بچپونم دست این پسره ممکنه سیگار نکشه؟:(
غصه خور بشریت:/ بتمرگ سر جات بچه[لب هایش را یک طرف جمع میکند]
۲: واقعا مرزهای پاکی ذهن رو جابه‌جا کردی!!
اب نبات چوبی رو خبر نداری تازه:| :-D 
یکی از چیزایی که تو این حالو هوای داغون حالمو خوب کرد  این بود  که دیدم تو برگشتی!
بهترین کامنت ده ماه گذشته ی وبلاگم:) مرسی رستاک 
حالا چرا شیرکاکاعو اصن؟ تو چرا در همه موارد نوع و جنس و سایزم معلوم میکنی اخه لعنتی؟ :))))
تازشم:( گلدون کوچک یاسی بیضی میخوااام:( 
اوه مای گااااد
حالا میشه حال و هوات داغون نباشه لطفا؟:)
دیگه دیشب زلزله اومد حال داغونمو داغون تر کرد
ای داد بیداد:(
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan