آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

هباپیمابازی

۱:

+ چرا ایندفعه مامان بزرگه رو تحویل نگرفتی؟ 

_گرفتار بودم !

+ گو نخور:|


۲:

_ ببین! خواهرت اگر همسن تو که بود خاستگار داشت به این خاطر بود که، کفش مشکی نوک تیز باباش رو نمیپوشید، وسط خیابون دستاش رو باز نمیکرد و با چشمای بسته هباپیمابازی(هواپیمابازی) راه نمی انداخت! کی بزرگ میشی صخی؟

+گو نخور:) 


۳:

اصن میدونین چیه؟ دلم میخواد یه لیوان چایی بریزم برم لب پنجره بغل کاکتوسا بشینم!


۴: دلم یه عالم همسایه ی پایه میخواد که جمع شیم دور هم سبزی پاک کنیم! دلم یه صمیمیت روزمره ی عمیق میخواد! 

سبزی عاغاجان سبزی!


۵:. 

من نشستم حساب کردم شب تولدم ماه تو چه وضعیتیه!

یا اینکه رو کدوم میز اون کافهه بشینم؟

اخرش سامان برای کادو کتاب بخره یا پک کامل لوازم باغبانی؟ 

تولدم صاف افتاده روز چهلم بابابزرگ! 

اینا رو گفتم که بگم خودتون رو با برنامه ریزی از قبل پاره پوره نکنید! 

هر وقت برا چیزی زیاد برنامه چیدیم از اساس گند خورد بهش:)

واسه منم ثابت شده این قضیه که واسه هرچی برنامه چیدم هی بهش فکر کردم و و اینا گند خورده توش ، نمیدونم چه حکمتیه... یه بدی دیگه هم داره، گند هم نخوره باز خیلی بعیده به پای تصورات ادم خوب برگذار بشه و واسه همین دلسرد کننده س :( 
عاشقتم که رفتی دیدی ماه تو جه وضعیتیه ولی :))))) 


نه دیگه سامان تماااااام عمر مفیدش رو صرف خوب برگزار کردن ها میکنه:-D معمولا مثل تصوراتمون میشه اگر اگر اگگگگگر خانواده نشاشن بهش:)

یاسی تقرییییبا کامله^____^ انقد ذوق کردم:-D 
پس دم سامان گرممممم ^ـ^ ضد ضربه شو:))


ای جانممممم، من اصن ماهو ندیدم، ولی فک نکنم ریخت درست حسابی داشته باشه این وقت ماه
فی الواقع دمش گرم:) 

چراااا خوب بود 
تا جایی که یادمه اون شب نصفه بود گمونم:)
یاسی کتری گذاشتم چایی دم کنم برم لب پنجره
میخوری برات بریزم؟
چای صخی ریز خوردن داره
♥ 
بله بللللللللللللللله!
حواسم باشه مثل یانگوم لبه استینمو موقع چایی ریختن نگه دارم:-D 
چه قد من باکلاسم اخه لعنتی:-D
=)) پس وقتی میاریش هم حواست به اعضا ما باشه دچار سوختگی نشیم یوخت 

یاد اون یاداشت مامانت افتادم وقتی توصیه ها اشپزخونه اای میکردن، یعنی کم مونده بود بگن صخی منفجر نکنی دخترم=))
باچه باچه:-D 

وااای وااااای از اووووونا!*_________* چند وقته مامان برام از اونا نذاشته اصن احساس کم بود میکنم:-D
1-عرضی نیست!!

2- کودک درون تون هنوز زنده است خوبه که!!!

3-چه رویایی !!!

4-مگه هست اینجوریا؟؟!!

5-کلا نامبر وان برنامه ریزی ها !!!ایرانی هستند!!!! کشور جهان سوم و پیشرفته !!

بگذریم...........................موفق باشید!!
دیگه عرضارو سامان گفته:-D 

۲_ دهانش مزین بابا! کللللللا من یه مشت کودک درونم که دور هم جمع شدم:-D

۳_چی بود این:-D؟ یادم نی:/ بگذارید بنگرم
ها!چایی با کاکتوسا! رویا نبود که ! رفتیم نوشیدیم! مینیمال ویشز بود در واقع! کلی هم حالمون خوب شد :)

۴:نیست عاغا نیییست! 
ماعم غصه نبودنش رو میخورم:(

۵:داداچ از صب گیر دادی به ایرانیا ها! ما اندازه کافی دهنمون از این مملکت ساییده اس. شما هی فرو نکن تو چش و چالمون مشتی
دمت گرم 

سلامت باشید
من نمیدونم تو پستای شماره ایت دقیقا باید در کدوم مورد صحبت کنم :D
یه برزخ خاصیه اصن
شما پستای شماره ای رو ول کن:-D منو نگا؟:) 
بچه؟
باشه بابا شیرینی بچه به ندونم کاری هاشه :|
من بچه قبول :/
نهههههه ببببیییییین! داری اچتبااااااه میزنی داداچم:) 
بچچچچچه زرنگش خوبه قربون قد و بالات:)
من چیزی نگفتما 
شما اصرار داری بچه باشی باش:-D 
اینا همه حاشیه اس ساجی !
الان داشتم فکر میکردم من چقدر بچه شیرینی هستم ^_^
همون ساجی شوهرعممه:-D 
اووووووف شیییییرین ، کیووووووت،ریگی کششششش
نگم برات اصن:-D 

چایی و صمیمیت و پایه ام. نیازمندیها...
امیدوارم روز تولد از غیب اتفاق نابی برات بیفته... 
از غیب دهن ما ساییده نشه ما اتفاق ناب نمیخوایم:)
همین کاوه نیاد گل واژه نپاچه تو سر و صورتمون از غیب مارا بس است:| :-D والا

واقعنم نیازمندیها معصومه:((( اصنش
شوهر عمت سجاده !
ساجی یه پهلوونه :)))))
علیرضااااا:-D حیف که اینجا زن و بچه رد میشه 
حعییییف:-D

بس بیام بدزدمت کاوه ندونه اون روز کجایی...
بزار اتفاقات هرچقدر میخوان بسابنمون
ما که هستیم
بابا مثلا تولدته هاااااااااااا
سخت نگیر جون من
:-******************
بدزد مرا^___^ معصومه اصن بیا ژاهزاده سوال بل اسب سفیدم شو منو نژاااااات بدههههههه
ارهههههههه بابا! اوج سایش این دنیا در من اونقدری اثر داره که لیوان چایی بریزم بشینم لب پنجره بخورم و با کاکتوسا بگم بخندم! 
گاهی همین قدر بی قید:) همین قدر همه چیز به کتف واصل:)

اوووووووووووو حالا یه ماه تا تولدم مونده:-D انقدم گفتیم از الان گندش دراومده:-D 
سخت نمیگیرم جوووونت سلامت معصومه جاااااآنم:)



جیگرتو
ما کجا و لیاقت دزدیدن شما کجا
ولی خدا رو چه دیدی
شایدم اومدم دزدیمت
فقققد ِ  فقد از لج کاوه...
:DDDD
اره بابا
بشکنو بالا بنداز دنیا فقط دو روزه ...
ایشالا هزار ساله بشی خاتون عشق... :-*
معصومه مهربانم:)))))))
نگو بابا[عرق شرم از جبین پاک میکند]
اصن دلم برا کاوه سوخت:-D عاشقتونم کهههههه^^
عزییییزمی قشنگ خانوووووم^_____^ 
مورد ۴ همراه با غیبت میباشد اکثرا
تولدت یعنی خراب شد؟:/
صخی باشه نمیذاره غیبت کنن:) الرژی داره:)

والا خراااااب که نه! سامان نمیذاره که:) یه هفته زودتری دیرتری خلاصه یه جوری کار خودشو میکنه ولی گمونم همون روز نشه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan