آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

نگفتی تو چوپان دروغگو حکم گله رو داریم

کاش یادمون میدادن وقتی دماغ پینوکیو دراز بشه

دیگه هیچوقت به حالت عادی برنمیگرده

پدر ژپتو هم از شدت غصه دق میکنه.

کاش یادمون میدادن بعضی زخما جوش نمیخورن

بعضی اشتباها جبران نمیشن

اره رفیق! بیا خودم برات تعریف کنم. اینجا اینجوریه!

یکی دروغ میگه

یکی دیگه "فدا" میشه

درست عین چوپان دروغگو!

داستای ایرانی رو بیشتر باور کن. 


پ.ن:عنوان:مولا علی سورنا

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan