آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

من همیشه صبور بودم ولی امیدوار نه!

انگار که زندگیم یه قطره بزرگ اب باشه وسط یه کاغذ چهارطرف شیب دار! 

هر گوشه اش رو هم بگیری باز از اونور سر میخوره و میره!

بذار بگم تلاشمون چه قدر مذبوحانه اس! بذار بگم چه قدر ناامیدم. 

صخی دقیقا برعکس عنوان منم :-\ تفاوت موج زد
هیم!
جیمو لیم
به به بهههههه! ببین کی اینجاس:-D شما یه سر برو وبلاگ یاسی ترین تو کامنتای ایشون ذکر خیرت بوده اخوی 
صخی :-( ناامید نباش خو 



@پرهام
هان؟
نمیدونم:) شایدم دوره های ناامیدی و امیدی داریم...


@لیمو جیم
سلام و عرض ادب:)

همینجوری :) صحبت از برعکس و اسم و عنوان و اینا شد .. یه لحظه از ذهنم گذشت!!! بیخودی
همیشه ارزو داشتم ملت تو کامنت هام باهم حرف بزنن:-D 
وای وبلاگ کول من:-D 
حالا یبارم امیدواریو بچش
من نمیدونم اون چیزی که الان حس میکنم امیدواریه بی تفاوتیه یا یه چیز دیگه ولی هرچی که هست خوبه 
چون کمتر زندگیو سخت میگیرم شاید راحت ترو قشنگ تر بگذره
بگم؟ همین که با فکر شماها لبخندمیزنم یعنی هنوز یه امیدی هس نه؟ خوبه پسر! خوبه
خداروشکر که خوبه 
بذار بگذره رفیق:) نباید سخت گرفت که به فنا میریم 
از تلاش مذبوحانه نگو که دلم خونه=))
همین که هنوز زنده ایم خودش کلی کاره پسر! 
@پرهام 
سلام :) 
حله :-D خندم گرفت
عه! صخی جواب کامنت اولیم رو عوض کردی؟ :-؟
یچی دیگه بود انگار:|
ما همیشه اینجاییم منتها به صورت غلاف :دی

@لیمو جیم
خب .. :دی خداروشکر ... خیلی هم خوب :دی
من غلط کنم:-D نههههع بابا! جواب کامنت هر کی رو عوض کنم که دست به مال تو نمیزنم. ماها خیلی یه کاسه تر از این حرفاییم بابا:)
جووووووونز:-D غلاف کی بودی شما:)


مهمون دارین اون طرف. تشریف ببر تحویل بگیر
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan