آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

مربی یوگایم

از لحظه ای که در رو باز کردم و دیدمش، یه جرقه نوری تو ذهنم پدیدار شد: شت پسر! این شبیه کیه؟ فازش چه قدر در عین ناشناخته بودن، شبیه یه چیز آشناس!

؛ 

امروز سر زنگ فیزیک، یهو کشف کردم شبیه کیه!

استاد پیشگویی هاگوارتز رو یادتونه؟ همون خانوم عجیب غریب لاغره با موهای وز! 

اگر از عینکی بودن فاکتور بگیریم، با هم مو نمیزنن!


پ.ن:بله من خودمم فکر نمیکردم بریک دنس رو ببوسم بذارم کنار و برم یوگا کار کنم. 

بله! 

بذارید اعتراف کنم گاها به نظرم دارن گندش رو در میارن و عملا انجام حرکتا نیاز به انقدر لوس بازی نداره

ولی در عین حال، عجیب لذت میبرم و ارامش میگیرم و مطمعنم تو مسیر درستی هستم. 

پرفسور تریلانی :)
ارههههههه! مرررررررررسی! تریلانی!تریلانی!هوووورا:-D :))))
میدونستی عاشق این تغییرا و یهو رها کردنام ؟ عاشقتم پسر .
کی بریم محضر عشقم؟
زنگ فیزیکِ بسیار مفید :))
همیشه زنگای فیزیکم مفیده^___^ با اون نمره سگی که توش میگیرم-______-
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan