آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

صخی هستم از طرفداران همینگوی

ولی یه روز ادما رو به دو دسته تقسیم میکنم:

۱) در مورد نویسنده ها و خواننده ها نظر یکسانی داریم

۲) در مورد نویسنده ها و خواننده ها نظر یکسانی نداریم

بابا! مثلا چجوری میتونید قلم مردونه و صراحت گس همینگوی رو دوست نداشته باشید؟! 

وای! کجای دنیا یه آدم انقدر خونسرد میتونه واقعیت های تلخ زندگی رو تزریق کنه زیر پوست روحمون؟ 

بذارید بگم غصه انگیزناکم! صرفا به خاطر این که مجموعه داستان های کوتاه همینگوی رو خوندم

رمان و آفتاب طلوع میکند رو خوندم

الان دارم پیرمرد و دریا رو میخونم

و گمونم پیرمرد و دریا اخرین اثری باشه که میتونم از همینگوی بخونم! 

با جنگ رابطه خوبی ندارم و گمونم وداع با اسلحه رو نتونم بخونم!

خب! حالا چیکار کنیم پسر؟ یکی بیاد بگه کتاب های خوب دیگه ای هم از همینگوی ترجمه شده :(


تگ شوند: پرهام و رسول

_پرهام با پرپر تفاوت دارد. 

وای صخی! حواست کو بچه؟
داشتن و نداشتن!
زنگ ها برای که به صدا در می ایند
مردان بدون زنان 
هوووووف! خوبه! خوبه! هنوز میشه از همینگوی خوند
بچا کسی میتونه بگه دز جنگی بودن این کتاب ها چه قدره؟ 
گویا زنگ ها برای که به صدا در می ایند جنگیه:|
مردان بدون زنان داستان کوتاهه که گمون میکنم تو همون مجموعه ای که من دارم داستان هاش رو خوندم:|
داشتن و نداشتن! داشتن و نداشتن! چنگ بندازیم بهش اقا! 
یادت باشه زود نخونیش صخی! 
رسول میگفتا! میگفت یهو به خودت میای میبینی همه کتاب خوبا تموم شده! 
این یکی رو نگه دار برا روز مبادا! بذار تو دبه ترشی! نخونیشا صخی! داشتن و نداشتن رو حالا حالاها نخون! 
بذار هر وقت یه سیلی ملایم از همینگوی نیاز داشتیم بریم سراغش

حداقلش از این به بعد اگه قراره هر شب نزنیم رو شونه خودمون و نگیم ایول پسر ترکوندی 

هر شب میزنیم پس سر خودمون که اره رفیق! باز گند زدی! 

مهم اینه که هر شب حواست باشه روزت چجوری رفته و احساسش کنی

حالا اون احساسه یا غصه و افسوسه 

یا شادی و افتخار

اگر یه روز مونده باشه به آخرین روز زندگیت، وداع با اسلحه رو بخون. بیش از اینکه جنگی باشه عاشقانست. یه عاشقانه ی ناب. اگر نخوندی ادعای فنِ همینگوی بودنو نکن. نشر نیلوفر فقط
خورشید همچنان می دمد رو هم بخون. نشر هرمس
سلام علیکم و رحمه الله:) خوش اومدین اقا 
مممممممنونم که از گمراهی نجاتم دادین!:))) حتما میخونمش! 
امیدوارم اذیتم نکنه:) 
ممنونم واقعا:)
دومی رو هم خوندم اقا:) گمونم به اسم "و خورشید طلوع میکند" 
وداع با اسلحه جنگی هست، اما به قول اون دوستمون بیشتر از جنگی، عاشقانه اس. حالا به سبک خود همینگوی. کههه البته نظر منو راجع بهش میدونی دی:
به به!:) از این ورا؟ 
اصن هموووون چون به سبک همینگوی هست باید خوندششش:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan