آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

شمالی کیجا

به خودم می ایم و میبینم روسری مشکی ام را بالای سرم شمالی گره زده ام و خیس عرق مشغول کارم. قدم از عمه ها و پریسا و مرجان بلندتر شده! هی میگویند ماشالله! یک پارچه خانم شده ای! 

یا میبینم شالم را شمالی بسته ام، کاسه ی بزرگی گرفته ام دستم و دارم میروم لب حوض بشورمش! 

یاد دوران بچگی ام میفتم. که ادم ها را خیلی ادم بزرگ میدیدم!  دخترهایی که روسری شان را شمالی میبندند و لب حوض ظرف میشورند را چه قدر ادم بزرگ تر میدیدم!

به خودم که می ایم میبینم قدم از پرچین خیلی بلند تر شده! از پرچینی که روزی دستم به لبه اش نمیرسید. خم میشوم و چانه ام را میگذارم روی دیوار سرد! به خروسی که توی حیاط عمه است زل میزنم. خروس هم به من. درخت گوجه سبز عمه بی حال به نظر میرسد. به خاک خیره میشوم. باز غصه میخورم که چرا بزرگ شدم؟ که چرا بچه ها بزرگ میشوند و بزرگ ترها پیر و…

گاهی دلم میخواهد یک نسخه از بچگی هایم کنارم بود. که از نرده ها بالا میرفت،که دستش به شیر اب نمیرسید،که یک لوس ننر بود که حتما باید باباجانش موهایش را گوجه ای میبست! فقط باباجانش!فقط گوجه ای! 

کاشکی یک نسخه از بچگی هایم کنارم بود و به من زل میزند! به من که روسری ام را شمالی گره زده ام و دارم لب حوض ظرف میشورم…



±بعضی چیزهارا فقط در این مراسم ها میفهمی. وقتی ادم ها را عمیق میشوی. مثلا من تازه فهمیدم که چشم های شوهر عمه الف چه قدر ابی است. ابی اسمانی! 

تازه فهمیدم که زن عمو چه قدر لاغر است

یا عمو وقتی سردردمیگیرد حالت چشم هایش هم تغییر میکند

تازه میبینم که محسن روی دست چپش جای بخیه دارد 

و...


±± عمه ف کوچکترین عمه ی من است. خیلی دوستش دارم. بخشی از کودکی ام با او و فقط با او گذشته. خیلی سال بود ندیده بودمش. 

حالا فرض کنید وقتی به پسر سه ساله اش میگویم "قربون چشات بشم من "

بعد سرش را کج میکند و میخندد چه ذوقی میکنم!

مهدی! مهدی کوچولوی سه ساله شیرین ترین عسل!

چه جالب و پر احساس!!

شمال و رسومات و فرهنگ شمالی فوق العاده است!!

کیجا شمالی ! ته تن خار و خاش!!
لطف شماست

قشنگه:)

خط اخر یه ذوق بانمکی منتقل کرد. 
تی جان خار و خش ریکا:)
خط آخر رو درست گفتم؟؟!!

موفق باشید!!
بله بله:)

مخلص
مسترس
چرا خو؟شل کن جانه وچه
شمالی هستی ؟ *_*
کلا یکی از زیبایهای روزگار برام لباسهای شمالی و اون روسری بستن هاشون بوده
یس:)
وای میم جان باورت میشه من تا الان لباس شمالی نداشتم؟:(
فقط بستن روسری و شال در هر زمان و مکانی:-D
https://www.google.com/search?q=&tbm=isch&tbs=rimg:CQq5D4NjNCDCIkC1ixEyk9A4g8bGn7ZWAKZ2DtGJsOslNioLPfQa6_1168iFcm-iQoqtTOtKHU4YaLaOad3xR-PpgPBmNXeyH_1olbKhIJtYsRMpPQOIMRYq8yvxKdb-UqEgnGxp-2VgCmdhFEy0l-VNKjOioSCQ7RibDrJTYqEeSyiRiGA8bwKhIJCz30Guv9evIRWWkVYhq3wqAqEgkhXJvokKKrUxFIhFQvKwXowyoSCTrSh1OGGi2jEaApmwsUXCdAKhIJmnd8Ufj6YDwRUJ8gCNY9wFEqEgkZjV3sh_16JWxFNrd7hHQ-Q_1w%3D%3D&tbo=u&ved=0ahUKEwi04MiQv83WAhWC0BoKHff6DFsQuIIBCDE
اومدم کامنت بذارم عکسای این لینکه رو که گذاشتی رو دیدم یادم رفت چی میخواستم بگم!*-*
لنتیا جون میده واسه نقاشی کشیدن!*-*
چی سرچ کردی عشقول؟!*-*
دییییدی چه عشققققن؟*_____*
مسی دقیق یادم نمیاد خب ولی داشتم در مورد باله سرچ میکردم که به اونا رسیدم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan