آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

شاهزاده سوار بر گاو سفید و کمی بیشتر

میروم سر یخچال. 

نوشابه نارنجی دلبر چشمک میزند. تمام مهمانی های این اواخر که به نوشابه لب نزدم جلوی چشمم ردیف میشود.

بطری به دست ایستاده ام. در یخچال هی به سمت بسته شدن و سپس به سمت باز شدن میرود. 

فکر میکنم که اصلا به قول یاسی مدتها نمیخوری که بعد یکهو بخوری و اینها! نوشابه توی لیوان ریخته میشود.

استخوان های عزیزم را میبینم که زجر میکشند. طفلکی های در حال رشد! حیف تراکم زیبایشان نیست؟

با خودم میگویم :یه بارش حالا به جایی بر نمیخوره! کوتاه بیا سامان جان! 

ترکیب "تقویت اراده" را میکوبد توی صورتم. 

میگویم: فقط یه قلپ؟

نمیگذارد. 

نوشابه را تا قطره اخر در بطری خالی میکند. لیوان را اب میزند، سپس یک لیوان شیر کم چرب را در حلقوم ما میریزد. 

به شکلات ها و شیرینی های روی میز با حسرت نگاه میکنم…

سامان یاداوری میکند وزن عزیزمان را با همین پرهیزها ثابت نگه داشته ایم. 

آه سمی! آه شاهزاده ی سوار بر گاو سفیدم که با لیوان شیر می ایی! 


+کدامتان بودید سامان را میخواستید!؟ یادم هست اینجا طرفدار داشت!

لطفا بیاید ببردیش بگذارید یک قلپ نوشابه نارنجی دلبر از گلوی نگارنده پایین رود. 


++یه آمپول دارم که از مامانم قایمش کردم. حالا فردا پس فردا میرم میزنمش. B کمپلکس Bدوازده:) 

ما چیا رو قایم میکنیم_صرفا جهت اینکه مامان نگران نشه_ 

بقیه چیا رو… 

[لازم به ذکر نیست که ملت دارن بچه سقط میکنن!]

من اگه جای مامان بابام بودم و میدونستم چه دختری دارم از شدت ذوق خودکشی میکردم[چیزی بین لبخند و پوزخند]


+++ما شاید یه مدت در خود فرو رفتیم. حمل بر بی مرامی نباشد. 


شما کارای سخت‌تر از نخوردن نوشابه انجام دادی، این که چیزی نیست
خجالت زده میخندد و شانه هایش کمی بالا می اید. 
بعد خیلی جدی فکر میکند که در کجای زندگی اش دقیقا چه کاری سخت تر از نخوردن نوشابه انجام داده؟:) 
ذهنش بین لوح تقدیرها و اشک ها و لبخندهایش میچرخد

+چرا انقدر خوبید؟ چرا انقدر انرژی مثبت و عشقید؟:)
اون لوح تقدیرها و اشک‌ها و لبخندها به این سادگی بدست نیومدن. پشتش هزاران ساعت تلاشی بوده که فقط خودتون میدونین. 

+ :) ارادتمندیم
با لبخند مچاله میشود:) 


+ما مخلص شماااا:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
{
یادت نره باید از زمانت درست استفاده کنی! ما درست وسط فیلم The time هستیم رفیق! زمانت رو بچسب! وگرنه میمیری!
Designed By Erfan Powered by Bayan