آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

سلام خوبین خوبم؟

ویس سی دقیقه اس. حاوی مطلب مفیدی هم نیست.

صرفا به خاطر قولی که مدت ها پیش به وحید داده بودم. 

تکیه کلام جدید: بعععععععد 
بععععععدن 

یادش به خیرا. قدیما هی میگفتم خلاصه اینطوریا
😍😍😍😍😍😍😍😍😍
😙😙😙
عشق*_______*
صخی لاوگوود، لونا لاوگوود^^ (((= 
 (می‌روم که ادامه‌اش را گوش بدهم)
اصلا دست کمی ازش نداشتم:-D باور کن. 
نخایت تفاوتمون فقط اینکه کفشام پام بود :-D 
(خدایا بابت اینکه وقت جوونا مردمو میگیریم حلالمون کن)
گوش کردم همه شو :)

بابا تشریف که سوتی بد نیست . سوتی های منو بشنوین چی میگین؟ :))
اقا رامین :)))))))

شدیدا از یه ویس حاوی سوتی هاتون استقبال میکنیم:-D :))))
فوق العاده بود. دمت گرم. 
👌👌❤❤❤
عزیزدلمی شما:****
یه حدیث خیلی قشنگ هست که میگه هیچوقت سعی نکن با کوچیک کردن بقیه خودتو بزرگ کنی و اینا. 
هیچ جای این ویس همچین قصدی نداشتم واقعا. به صادقانه ترین حالتی که بشه تصور کرد فقط احساسات و اتفاقات رو بیان کردم. همین
اخر ویس هم از نظر خودم خیلی لوس و بی نمک بود:| بابتش عذر خواهم حتی:| 
دوسداری مخاطبای وبلاگتو؟ نههههه بابااااا؟:-D 
خیلی خوب بود.
با آرزوی بهترین ها برای گروهتون. 
امیدوارم سال دیگه امشب یه ساعت وویس ضبط کنی و همه ی این خلوص و سادگی رو دوباره مرور کنیم. 
💗
نوکریییییم^____^ واقعا ممنون محبت همه تون که زمان میذارید:) 
الهی امیییین! خدایا هر چی خیر دنیا اخرته بفرس سمت بچا ما!
اوووووو وح! یه ساعت؟ خدایا رحمم کن:-D 
:))))))
قلب به دل مهربونت عشق جان:) 
همه مثل شما نیستن که صداشون خوب باشه وویس ضبط کنن. من صدای خودمو گوش میدم از درون مچاله میشم :))

1- تو رستوران میخواستم بگم پاستای پنه ، گفتم پانای پسته
2- تو دانشگاه خواستم از یکی بپرسم "سیالات رو با دکتر فلانی ورداشتی؟" پرسیدم "قلانی رو با سیالات ورداشتی؟ " :|
3- تو کنفرانس بین المللی من مسئول اجرایی بودم. ازم آدرس یه جایی رو همه میپرسیدن. من هم باید میگفتم " سالن سازه ماکارونی" ولی چند بار اشتباها گفتم " سالاد ماکارونی" :| :)))))
4- بجای کاغذ دیواری گفتم روزنامه دیواری :)) :|

بازم یادم افتاد میگم :)))
اقا من باید حین خوندن این کامنت خنده هامو ضبط میکردم:-D 
مورد اول دستمو گذاشتم جلو دهنم قشنگ نیم خیز شدم خندیدم
مورد دوم با حالن همون پعععع که در پاسخ ساز میزنی خانومه تو ویس هم خندیده بودم، خندیدم 
مورد سوم مشابه مورد اول 
خلاصه خدا خیرتون بده دلمون رو شاد کردین اصن:-D 
اقا چه قدر خوبی شمااااا:-D خدایا سایه ی این عزیزان رو از سرمون کم نکن:-D باشد که سوتی های بیشتر اصن:)))))))


+من بعضی وقتا وسط(پرهام کو؟ وست) حرف زدن ساکت میشم. در این حد ارادت دارم نسبت به صدام:| باز شما خوبی نهایتا مچاله میشی:-D 
ولی جدی. صداتون خیلی هم خوبه:) من به عنوان کسی که بعد از سورنا یهو ویستون رو گوش میده میگم:-D حرفمو زمین نندازین. 
فکر کنم گفتی لانگ‌وود! نه؟
وقتی ز و سین رو تلفظ میکنی چقد بیشتر تر دوستت دارم :دی
کاش تا صبح ادامه میدادی، اولش با شنیدن صدات ته دلم خالی شد! (نمیدونم چرا اما یاد کسی افتادم که وجودش در کنار من ته دلمو خالی میکرد!..) اما بعدش آرامش بود و آرامش.
اره دیگه! لونا لانگ وود نیست مگه؟ 
وا خاک به سرم:-D ز و سین رو چجوری تلفظ میکنم؟ برم دقیق شم:-D 
خاک به سرم تا صبببببح ^___^ 
(شما اسم بده جنازه بگیر. ته دل خالی میکنن؟ :-D)
خدایا متچکریم^___^ 
یعنی لاوگود نیست؟ من در تاریکی های جهل و نادانی به سر میبردم؟ |=
یه جور خوش‌مزه D;
متاسفممممم:-D از ادمی داری میپرسی که حافظه اسمیش داغونه:| من فرق عطیه و عاطفه رو نمیدونم:| فرق نیلوفر و نسیم رو هم حتی:-D 
گمونم همون لاوگوده که من احتمالا با لانگ باتم قاطیش کردم. :|
سوسک طلایی:-D؟ 
:))) کم ندارم از این سوتیا :))

یه بار میخواستم پیتزا سفارش بدم. بین " مرغ و قارچ"  و "قارچ و گوشت" مونده بودم. هی اسماشونو تکرار میکردم. آخر سر رفتم به خانمه گفتم من پیتزای "مرغ و گوشت" میخام. خیلی با اعتماد به نفس :))) خانمه یه کم هنگ کرد گفت چی؟ گفتم " مرغ و گوشت دیگه" گفت مرغ و گوشت نداریم  بعد من دوزاریم افتاد گفتم "بابا همون مرغ و قارچ دیگه" :)))))

سلامت باشین :)

+ شما صداوتونو دوست ندارین؟ :| :| بعد اون وقت صدای منو میگین خوبه؟ :| :|
خدا حفظتون کنه برامون:-D

اصن مشکل از خانمه اس:-D مرغ رو گفتین دیگه حالا گیرم که گوشتم گفته باشید. مستمع باید عاقل باشه اقا:-D

قربان شما:) 

+ پوکر فیس ها دهانم دوختند[اون استیکره که زیپ رو دهنشه] غلط کردم اصن اقا:| :-D 
شت امروز پنج تیر هم نیست حتا :| شیشمه!!
خب من همین‌جا وویس رو پاز می‌کنم می‌رم زیستمو بخونم پس :| ایشالا هشتم - نهم مزاحمتون می‌شم -_-
خب؟[متفکر]
بله کار درستی میکنی:-D سی دقه ویس رو چرا میخوای گوش کنی اصن:-D؟ 
بسیار هم عالی ما هشتم نهم منتظر حضور پرشورتون هستیم:-D 
ایشالا کنکورم عالی:)
عه من خوندم حاوی مطلب مفیدی هست :)))))))))))))))))))))))))))))))))))))
خوندی؟:-D گوش داده یعنی:-D 
وا خاک عالم:-D مطلب مفیدش کو؟:)
خب که به جمالت. منظور این بود که دو روز مونده به کنکور صحیح نیست انقدر ول بچرخم :))
اهااااا پنجم نیس شیشمه در وصف نزدیکی عمو کنکوره بوده:-D بله بله کاملا صحیح

+عاغا من باب دیدارمون چه کنیم:-D؟ کی هماهنگش کنیم؟
همش مفیده عصن D: من همینجوری کنکور بدم 1 میشم خداوکیلی 
شت:-D ایشالاااا:-D 
واقعا همه اشو همه اشوووها گوش دادم ولی تو دوتا پارت :))

منم صدام اینقدر خوب بود همه پست هامو صوتی میذاشتم.!

آقا این تشریف بیارمه انگار به من فحش میده.

ولی واقعا من هیچ وقت شماره ندادماا، یعنی راستش بلدش نیستم. فقط یه بار شماره گرفتم اونم مجبوری چون طرف خیلی کنه بود، موقعیت دعوا و سرشاخ شدن هم نبود فقط میخواستم زود دور شه ازم، حین نوشتن شماره با خودش زمزمه میکرد: بخدا میدونم زنگ نمیزنی :))

دیدی باید امیدوار باشی جوان چون همه اشو گوش دادیم فیض بردیمون از محضر شریفتون :)) [قشنگ معلومه دیالوگ های مسخره میگم برا باور پذیر بودن حرفم، انگار واجبه زور بزنم]
واقعا خدا قوت میگم به همه تون:))) مرسی زمان میذارید. 

لطف داری هلما جان:)

به خودمم فحش داد لامصب:-D

شماره ندادی؟:| قرار بوده شماره بدی؟:|
عزیزم:-D زمزه اش فقط:-D 

وای فیض بردین از محضر شریفمون:-Dخدایا مرسی:-D 
[سپاس از تلاش بی دریغ شما ]
سلام
خوبی صخی خانم؟!!
پس  سرانجام  ویس گذاشتید تو وب !!
شبیه داستان های رادیویی حرف زدی !! 
جالب و شاد بود !!!
به نظرم  استعداد  جالبی داری واسه گذاشتن  پادکست داری !!!
اگه ادامه بدی  فکر  کنم  استقبال زیادی میشه!!

عالی بود صخی!! اره ماه زیباست!! میدونم  همه تلاشتو  کردی  عالی بود !!!

دلتون شاد!!
سلام 
ممنونم شما خوبی؟:)
سرررررانجاااااااااآم:) الوعده وفا خلاصه! 
داستان های رادیویی انقدر بی محتوان؟ سیریسلی؟:| 
شما لطف داری. 

متشکرم^^ خداروشکر مقبول افتاده تلاش هامون:-D 

همچنین:) سپاس 
ببین من احتمالا چارشنبه بتونم. تو می‌تونی؟ روالی با اون روز؟ البته بعد کنکور بت پی‌ام می‌دم هماهنگ کنیم دقیقا کی و فلان.
+ لاوگوده :)) با لانگ‌باتم قاتی کردی. روانیتم =))
++ فقط یه عطیه می‌تونه پست رو گوش نکنه و سه تا کامنت هم بذاره!
إممممم. چارشنبه! [یه لحظه استپ برم نگاه کنم]
وای! چارشنبه هفته بعد؟!؟!؟! مهمون راه دور دارم! اقا. من از دو یا سه شنبه هفته بعد مهمون دارم بعدش پنج شنبه با مهمونم میرم خونه اونا:| 
چیکار کنیم حالا؟:| 

+اصن میگم موقع تلفظش سختم بوده هااا:-D بگوووو پس:-D 
++ عطیه دوستتداریم عطیه دوستتداریم. دودورودودودو. 
نه خب قرار هم نبوده شماره بدم، ولی خب کنجکاو بودم جواب دغدغه هایی که تو الان داری رو بگیرم.! رسیدی خونه زنگ بزن نگران شدم. :))) از صبح به این تیکه اش میخندم. 

جواب دغدغه ها منو بگیری؟ متوجه نشدم. 
وای وای فقط اونجاش:-D خدایا مرسی که خنده میشیم رو لب ادمات. :)))))))

خب تو هم متوجه نمیشی چطور تو اون زمان بعد این نتیجه رسیدن که با هم دوست شن بای بای کنن، نگران شن.!
نگاه عشوه گرانه بندازن حتی:-D رسیدی خونه زنگ بزن:-D از پیاده رو برو:-D از تو سایه رد شو پوستت خراب نشه:-D 
وای خدایا:-D :))))) 

+من خیلی تلاش میکنم ربط اینا به شماره دادن رو پیدا کنما ولی گمونم نمیتونم. 
یعنی منظور اینکه چون کنجکاو بودی بدونی چجوریه که اینجوریه بحث شماره دادن و امتحان کردنش مطرحه الان؟ 
اوه ایم کانفیوزد هانی-____- :-D :|
عزیزم تو دیگه باید متوجه شده باشید من بی ربط ها رو ربط میدم و از این شاخه به اون شاخه میپرم. :)
مو خعلی بی حواس تر از این حرفام عاموووو:-D 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan