آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

زنده باد رویاها و ارزوهای ما!

تا یک سال بعد از کنکورم، جمعه صبح هیچ برنامه ای نمیذارم! 

هیچ جااااا نمیرم! حتی اگه شده تو خونه بیدار بشینم به سقف زل بزنم! حتی اگه شده قرص خواب بخورم و تا ده صبح بخوابم!


#فاوکینگ_قلم_چی

#فاوکینگ_تر_کنکور

+پیوست شود به دفترچه ی :کارهای بعد از کنکور

تو واقعا ناشکری عزیزم
اوکی! عای عم. 

خسته بودیم کوفته بودیم ولی صبرو داشتیم
یه جایی باهم قرار پریدن گذاشتیم
😁 دلم تنگ شده بود واسه این اختلاط کردن هات.
ترن آف کن، بعد از کنکور. 
ما هم دلمون برا کامنتای شما تنگ بود:)
لعنت بهش:| :(
اصن عاشق اون دوتا کامنت اول شدم :))
به به خیلی خوش اومدین:)

اتفاقا باید به تلافی این جمعه‌ها، جمعه‌های بعد کنکورو بترکونین 
چه ترکوندنی بالاتر از لش در خانه؟
این سوسول بازیا و نک نالا مال کنکور اولیاس 😏 
من ؟ برنامه کوهنوردی ریختم :q
دقیقا صب به خودم میگفتم صخی کوه نوردی؟
بعد ندا میومد :چطور هی میگی یه ساله؟ یه سال برا کنکور زود پاشو!
منم میگم یه ساله! یه سال دیگه کوه نرو:| 
[با یاد جذابیت های دربند دلش قنج میرود]
خب می‌خواستم بیام بگم: ینی ما اسکلی چیزی هستیم که گفتیم جمعه‌ها کوه؟ 
بعد دیدم قبلا بهش اشاره شده.
البته اینم در نظر می‌گیرم که کلی برنامه دارم و بعد کنکور یحتمل همه‌ش می‌ره هوا و می‌مونه خوردن و خوابیدن.
شماها تاج سرید از همه دنیا بهترید 
هو هو:-D [بی نمک لوده ی لووس]
یادداشتشون کن و هی به خودت یاداوری کن بعد کنکور قراره کلی کار کنم:) 

تجربه نشون داده نود درصد برنامه های بعد از کنکور جذابیتشونو از دست میدن و حتی انجام نمیشن,حتی تر فراموش میشن
حالا خوب شد قلمچی بود و جامع سنجش نبود :-))
نه اقا نه!:) امیدوارم اینجوری نشه! بدبخت میشیم که! 
مهم درصد گندیه که به جفتش میخوره:-D بقیه حاشیه اس:-D 
دقیقا عصر روزی که از کنکور اومدم بیرون پسر دائیم زنگ زد گفت ببین دیوانه اون فیلمای قشنگی بود میخواستی ببینی یا همه ی اون جمعه هایی بود که ما میرفتیم گردش و تو نمیومدی یا لباس های تو مغازه ها که تا دیروز چقدرررر قشنگ بودن از امشب دیگه هیچکدومشون جذاب نیست و آخ که راست میگفت...حالا هنوز بعد از سالها دانشجویی هروقت تو بحبوحه ی امتحانام میگم یادته محمد چی گفت؟همون و میشینم پای درسم:))))
خوش اومدین:) 
نه نه نه! امیدوارم اینطور نشه!:) 
در راستای کامنتای بالا بگم نچ داداچ نچ
بستگی داره چقد حس خفقان داشته باشی از دوران کنکور
من پارسال قشنگگگگ عقده گشایی میکردم
من که مرد عمل نبودم هیچوخ تک تک برنامه هامو عملی کردم
آ قربونت که تو همیشه عشقی:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan