آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

روزهای خارج از روزمرگی

صبح تا ساعت یازده و نیم دوازده داشتم برای قفسه کاکتوس ها طرح میزدم

اخراش دیگه قشنگ مغزم دود کرده بود. از اتاق میرفتم بیرون و هی تو خونه راه میرفتم! 

یادم باشه طرح نهایی رو به فرهاد نشون بدم ببینم نظرش چیه. 

فیلم دیدم. فیلم خوبی نبود و نصفه حذفش کردم. 

ناهار. 

تلاش برای درس خواندن= درجا زدن رو دو صفحه اول کتاب ریاضی

مدرسه هارو تعطیل کردن

یک ساعت رقص و پایکوبی و ورزش ! چه قدر دیوونه بازیای تنها تنها! 

عاااغا! اننننننننقدر خل بازی در اوردم و رقصیدم که قشنگ لش افتادم کف اتاق:-D 

+وقتی رو سرت ایستادی و کل جوارح بدنت برعکس شده 

خیلی وحشتناکه یهو با تمام وجود نیازمند دشووری شی:| اسهال بود لعنتی:| با موج بدی حمله کرد:| 

بله عرض میکردم!

بعد از سور و سات فراوان و انواع رقص ها 

تخمه را به اتاق اورده، برق را خاموش کرده و فیلم دیدیم! 

و فییییییلم دیدیم! و صخی فیییلم دید:-D 

تبارک الله احسن الخالقین اقا:-D 

اره دیگه! به خودم که اومدم ساعت خوابمون داشت میگذشت و تلی از پوست تخمه بغل دستمون بود...

شب به خیر .

ولی یادت باشه در ان پنج شنبه ی شلوغ هییییچ کادوی نارنجی ای برام نخریدی نارنجی خانوم! یو پرامیس می! 
در ان پنج شنبه شلوغ 
اولش عابر پول نمیداد 
دومش یهو به خودت اومدی دیدی جا تره و کیف پولت خالیه! 
من چیکار کنم خو:-D؟ دستگاه پول چاپ کنم به نظرت:-D؟:) 
ایشالا در پنج شنبه های اتی بالام جان:) 
کادوی نارنجی شما در قلب ما محفوظه اصن:-D 
بیا برو بیگی بخواب حالا
فیلم ِخوب دیدن خیلی خوبه ولی تخمه نخور دندونت خراب میشه گرچه لذت داره ولی به درد و گرفتاری بعدش نمی ارزه مگر اینکه دندونات خیلی محکم باشه ;)
مرسی :))))
من به عنوان یک پیش‌دانشگاهی کتاب تست آوردم گذاشتم جلوم
یهو حس کردم باید بشینم بوکمارک درست کنم
نتیجه‌ش شد نه تا بورکمارک در طرح‌ها و ابعاد مختلف که باید شنبه به دست صاحباشون برسن :دی
از کتاب تست هم به عنوان زیر دستی برای چسب زدن استفاده کردم که چسب نریزه رو فرش =))
وای اقا من همش فک میکردم بوک مارک رو باید خرید!
ببین سامان ببین! یکی عم نداریم برامون بوک مارک درس کنه! 
+فقط سرنوشت اون کتاب تسته:-D 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan