آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

ذهنش درگیر خودش میشود

ازش خوشم نمیاد. داشتم وبلاگشو چک میکردم. دیدم اظهار کرده که از یه بلاگری خوشش نمیاد و اینا! 

داشتم فک میکردم "و لاشخوری از لاشخور دیگری بد میگوید!"

سامان اذعان کرد هممون لاشخوریم! اندازه اش فرق داره! 

هوم! منم بالاخره یه جاهایی باید لاشخور بوده باشم؟ شما چیزی یادتون نیس؟

ناشناس هم فعاله 

تجربه ثابت کرده اینجا اخیرا دیگه ناشناس نمیگیره:-D 
میدونم قبل اینکه انتشارو بزنی کلی فحش چال کردی گوشه وبت واسه اونی که بپرسه کیه که ازش خوشت نمیاد
ولی واقعا نمیتونم جلو‌خودمو بگیرم و نپرسم!😶
عح:-D نه بابا اصن فک نمیکردم کسی بپرسه:-D 
ادمای زیادی _در بلاگستان_ هستن که من باهاشون حال نمیکنم:! دلیلی نداره حالا از نظر هممممه ادمای دوستنداشتنی ای باشن! 
اژازه بده اسم نبرم که انظار عمومی نسبت به این بلاگران خراب نشه:-D 
جبهه سازی نشه خلاصه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan