آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

د بجنب!

_سامان؟

_هوم!

_یه جای کار میلنگه

_قبلا در مورد همه چی حرف زدیم. 

_همین؟

_چیکارت کنم خب؟ 

_از من میپرسی؟ اسم تو سامانه!

_من تا اطلاع ثانوی هیچ ایده ای ندارم. یاد بگیر روم حساب کنی 

برا حرفام ارزش قاعل باشی 

اونوقت بیا ببینیم کجای کار میلنگه

_ یعنی چی!

_یعنی داری زیادی نازپرورده میشی. 

جمعه ۶ بهمن ۹۶ , ۱۴:۱۱ پرنسس گیس بریده 👸
هوی سامان
با گرل فرند من درس صبت کنا
[سامان با لبخند عینک گردش را روی بینی جا به جا میکند. غرلند کنان زیر لب میگوید:بیا ور دار ببر این تحفه ات رو! ببینم چند روز طاقت میاری!] 
ما که رفتیم به اونجا که اسمش شبیه اول اسم گاوه :/
عح؟ جدی؟ اب و هوا چطوره اونجا؟:-D [صدادار میخندد]
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan