آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

خیلی بد قاطیشون میکنم:|

مغزم دچار مسعله عجیبیه! اگر بین کتابایی که میخونم وقفه مناسبی نذارم نمیتونه دوتا کتاب رو از هم تفکیک کنه! یه جوری انگار قفل میشم تو یه داستان و مدتی زمان میخواد تا مغزم بتونه پرونده اش رو ببنده. 

از اونجایی که وقت تنگه و تابستون رو به اتمام و اینا! 

بلافاصله بعد از همنوایی شبانه ارکستر چوبها،قهوه سرد اقاهه رو شروع کردم! و دارم این دوتا داستان رو باهم قاطی میکنم! 

افتضاح و داغان! انگار مثلا عسل رو با تخم مرغ گندیده قاطی کنی:|


در مورد قهوه سرد اقاهه همینقدر بگم

۱_ اگر خواستید موهاتون رو در اثر نگارش سخیف کتابی بکنید 

۲_اگر خواستید یه رمان کشککی از سایت ۹۸یا رو به صورت چاپ شده بخونید 

یقینا بهترین گزینه همین کتابه!


+دیشب به بچه ها میگم هرررچی کتاب خوب خونده بودیم پروند! [با لحن معتادی بخوانید که جنس خوبش پریده :|  ]

جمعه ۲۴ شهریور ۹۶ , ۱۲:۱۳ 🌸🌸 سَـمَـــر 🌸🌸
فک کنم بخاطر اینه که خیلی میری تو قصه :دی

+ وقت نیست یه کتاب دیگه بخون
اره ها:-D بعضی تیکه های کتابا تا ابد یادم میمونه:)

+همین قهوه سرد اقاهه رو تموم کنیم فعلا:-D 
من دوتا کتاب باهم می‌خونم و قاطی نمی‌کنم :|||
ملت چه خفنن:-D خلقت خدا
عه پس نخونمش قهوه رو ...؟
خیلی سلیقه ایه ها 
به نظر من یه کتاب فانتزی در حد همون ۹۸ایاس:)
شنیده بودم خیلی خفن نیست و اسم درکرده فقط!ولی نمیدونستم انقد دیگه!
من یهو تو دو روز همه گرفتارند و قلعه حیواناتو خوندم!فک کنم دیگه مغزم خسته شده چون این ورق پاره های زندان پیش نمیره اصلا!
حالا خب نظرات هم متفاوته!:) من یکی از دوستای صمیمی و کتابخونم این کتاب رو به شدت دوست داشت. 
استراحت بده رستاک جان
بیام یه لیوان شربت ابلیمو بدم به مغزت خستگیش در بره؟:)
فاصله بنداز، فاصله! 
چش چش:)))
قهوه ی سرد آقای نویسنده؟
خوب بود که :)
حرفشم نزن -_-
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan