آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

تو روی پاهات ایستادی! پاهای خودت! بی هیچ کمکی!

وبلاگ تنها جاییه که بود و نبودش برام مفیده! 

بی حس و لش. رخوت! مغزی که داعم خوابه! کلاس زیست؟ خواب!

فیزیک؟ تو این دنیا نیستم

مغزم انقدر زیر فکرای مختلف دفن شده که دیگه آنتن نمیده!

دیروز باید یه پیام به اقای نمیدونم چی چی میدادم و شب بهش زنگ میزدم!

یادم رفت! 

مدت هاست با مامان بزرگ حرف نزدم. 

از ساعت نه که رسیدم خونه هنوز زیر مانتویی تنمه. 

قرص رو نخوردم

مسواک نزدم

حوصله ندارم

یا خوابم، یا تو یه دنیای دیگم،یا دارم خودمو میکشونم! میکشونم به زنده بودن! به چیزی خوردن! به نفس کشیدن! به خندیدن! به امید داشتن!

یا دارم رسوب میکنم، رو صندلی های ابی مترو، نیمکتای مدرسه، رو تخت، پشت در اتاق!

مغزم پره فکره

روحم زیر فشار

وا دادم. برنامه های مثبت یکی پس از دیگری پرپر شدن. مغزم قفل کرده و فرمون نمیده باید چیکار کنم  

فرمون نمیده که صخره پاشو! صخره بجنب!

بدون ذره ای خوندن سر جلسه امتحان حاضر میشم. 

و سعی میکنم زنده بمونم! سعی میکنم تو مسیر و مترو کتاب بخونم

سعی میکنم رژیمی تر غذا بخورم

سعی میکنم ورزش کنم

سعی میکنم! سعی میکنم! 

و سعی خواهم کرد!

کاش یه نشونه ی خوبی بود سامان! 

کاش یه ستاره دنباله دار میدیدیم! کاش شب که خوابیم شازده کوچولو با سفیه اش میومد و یه شاخه گل سرخ میذاشت کنار بالشمون! 

کاش میدیدیم اونایی که زمینمون زدن پشیمونن

کاش میدیدم خدا با یه نردبون داره از اسمون میاد پایین

کاش امشب قبل اینکه بخوابم، خوده خدا پیشونیمو ببوسه بگه شبت اروم

کاش شبامون اروم باشن سامان. 

تو میدونی من از چی حرف میزنم. از خسته ای که می ایسته!

از زندگی که وجب به وجبش رو روی سیم خاردار سینه خیز رفتیم!

ما رفتیم! سینه خیز و روی سیم خاردار! 

خستم. خسته، دل خون، تنها و پر از رفتن! پر از سینه خیز رفتن برای ایستادن. 

پر از عشق به لحظه هایی که به خودم نگاه میکنم و میگم رسیدی! رو پاهای خودت! ببین که هنوز زنده ای! ببین؟ تو روی پاهات ایستادی! رو پاهای خودت و هنوز زنده ای پسر!


۱:پوشه سورنا از صفر تا صد پشت هم پلی میشه

۲:هرمون های نگارنده بهم ریخته است. از متن مشهود بوده گمونم. 

۳:به یه اتفاق خوب نیازمند نیستیدم برا افتادن
به یه دهن خوب نیازمندیم برا …

۴:ظهور کن لعنتی! ظهورتر کن سامان

۵:وبلاگو شاید بستیم باز. 
ببینیم چی مارو تکون میده همون فرمون میریم جلو

۶:هیچ جا وبلاگ خود ادم نمیشه
زندگی هیپ هاپی 
علی سورنا (ره)

مود
مود
فاکینگ مود
نمی‌دونم مرتبطه یا نه ولی یاد این افتادم: همین که رو پاهاتی یعنی آزادی چون واستادی
صخره، قوی باش.
مسلما مرتبطه! مسلما لبخند زدم! 
یه درد بد تو سینه یه درد لاعلاج!
این مردک نبود ما شبای سیاهمونو با چی صبح میکردیم؟
ویسکی کوفتی من!

+ آیم پورفول! استرانگ:) سوپر گیرل:) از همین چیزا خلاصه:)
مرسی عطیه
خوف و زجا موج میزنه تو پست…

+وبلاگو چیکار کنیم!؟
*رجا 


+یه کاریش میکنیم رفیق. سخت نگیر. بذار فردا بشه
نریا
شاید تکونم بده دوباره:) 
میدونستی هربار یه چیز خوب برات این گوشه کنارا دارم!؟ میدونستی تو لینک هامون یه دستبند نارنجی های دوستداشتنی داریم؟
رفتگران طبیعت؟
صخی! ما قراره هزار سال زندگی کنیم کنیم
قراره کلی عشق و حال کنیم
وا نده پسر
تهش، به والله قسم! تهش باز این تویی که به چشمای توی آینه میگی:دیدی هنوز زنده ایم؟ 
تو رپزگاری که نفس زندانیه؟
لعنت به من اگه نجنگم یه ثانیه

جآنم علی! عمرم علی! 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan