آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

تو اغوش مرد خاکستری

برات نگفتم جانانم. 

حتی برای تو هم از غربت دست ها نگفتم. 

از دست های تنها که پشت پنجره انتظار میشوند

از دست هایی که برف پشت پنجره  را پی رد پایت بو میکشند

نگفتم دست هام از سرمات ترک خورد و توی هر شکافش عمق حماقتم شب را میبلعید

برات نگفتم کف بینی بلدم؟ خط به خط دستم را خوانده ام. 

تن 

تن ها

تن ها یی

تنهایی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan