آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

توجیهی

با توجه به اون داستانی که صبح شرح دادم 

و سری چالش و اینها 

لازم به ذکر و تایید دونستم 

هرگز، هیچوقت و به هیچ مقدار 

مایل نیستم هیچ کدوم از پست هام تو سایت/وبلاگ/کانال یا هر جای دیگه ای بازنشر بشه 

عملا و با قاطعیت! کپی ممنوع. 

و! اگر احیانا شما که داری این پست رو میخونی از ادمای دنیای واقعی هستی و منو میشناسی 

به نفع هر دومونه دیگه هرگز این پیج رو باز نکنی. 

{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan