آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

اند جاست دیس

دلم میخواد همه چیز رو نابود کنم 

و از اول نسازم

چه حس خاصی!!!!!!!!
نمیدونم شاید
آوارش میریزه رو سر بقیه !
در صورتی که کسی رو اطرافت داشته باشی بله 
تنها باشی قصه فرق میکنه
با چنین عالمی که من دارم؟
بقیه اش بغل بلاگ
مسئله مطرح تو این پست اینه که اون دلیلی که تو رو به همچین فکری وا داشته از چه نوعیه ؟ گذراست ؟ ناگذره ؟
اگه ناگذره چرا ؟
اگه گذراست که بیخیال !
ولی اگه ناگذره یازم بیخیال چون چاره ی دیگه ای هم نداری خیر سرت :|
ناگذره ولی معمولا یه گوشه قایم میشه

+خط اخر!:))))) #عجق:-D 
تو مرا جان و جهانی؟
چه کنم جان و جهان را؟
حتی بعد مرگم بازم اسیرن؟
بقیش یادم نی:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan