آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

اقای الف و کمی بیشتر

من انقدر پاهام یخ میکنه که حتی تو تابستون هم نمیتونم جوراب پشمی رو از خودم جدا کنم. 

اولین باری که اقای الف جوراب پشمی بنفشم رو پام دید گفت این چیه پات کردی ؟ بعدم که توضیح دادم گفت برو!  بیا برو بابا! و همه خندیدیم. 

از اون به بعد تقریبا هر بار اون جوراب رو میبینم فکر میکنم خب کجاش چیز بدیه؟ 

دیشب داشتم درس میخوندم، هنذفری تو گوشم بود و از سر صدای خونه بی خبر. از در اتاق که اومدم بیرون اقای الف رو مبل نشسته بود. یکم جا خوردم. خواستم برگردم تو اتاق لباس بپوشم که یادم اومد مدتهاست اعتقادم به حجاب فنا شده و در واقع اگه برگردم تو اتاق هم همینارو از تنم در میارم و دوباره میپوشم! :| 

این وسط به تنها چیزی که حواسم نبود جوراب پشمی بنفشی بود که پام کرده بودم! و بله همون دیالوگ این چیه پات کردی تکرار شد! 

و من اینبار گفتم : شما دفعه پیش هم که اینو پای من دیدین دقیقا همینو گفتین و منم جواب دادم جوراب پشمی!

اقای الف رو زیاد میبینم. خیلی هم دوسش دارم اتفاقا! دیشبم دو تا از بهترین کتابام رو به پیشنهاد خودم بهش قرض دادم. 

اقای الف همیشه  خیلی هوای ما رو داشته و ماهم همیشه خیلی هواشونو داشتیم. ولی اقای الف در واقع هر بار منو میبینه در مورد تک تک جزییاتم اظهار نظر میکنه! 

در مورد اینکه موهام رو پسرونه کوتاه نکنم و یا اینکه چه قدر چاق شدم و یا اینکه چه قدر لاغر شدم، لاکم قشنگه و موهام چه قدر بلند شده. 

اقای الف همیشه دوسداشته از من درس بپرسه و من تمام بچگی هام رو یادمه که همیشه میترسیدم بیاد خونه مون و ازم اجتماعی سوال کنه و من بلد نباشم! همین اخریا هم گفت کتاب تست شیمی ات رو بیار ببینم! 

اقای الف ادم خوبی هست، به نظر من که هست، و من انقدر دوسش دارم که اگه تو جمع های خانوادگی مون نباشه از مهمونی لذت زیادی نمیبرم.  ولی خلاصه هر کس یه عیبی داره دیگه. عیب اقای الف هم احتمالا اینه که به تک تک جزییات ماها بها میده و به نظرش باید همه شون رو بیان کنه و عجیب سعی داره اون دوستی باشه که میگریوندت! (اشاره به ضرب المثل دوست میگریونه و دشمن میخندونه) 

دفعه بعد که دیدمش، حتما در این مورد باهاش حرف میزنم که ما برای بقیه زندگی نمیکنیم. الانم اگه موهامو پسرونه کوتاه نمیکنم به خاطر این نیست که دختر باید جذاب باشه و یه بخشی از زیبایی زن به موهاش هست و من از الان باید جوری رفتار کنم که شوهر گیرم بیاد! نه اقای الف عزیز! من در حال حاضر نه برای شوهر اینده ام زندگی میکنم، نه برای اینکه بابت پوشیدن جوراب پشمی ام از هر کسی تایید بگیرم. من مثل همه ی ادمای دیگه، چاق میشم، جوش میزنم، لاغر میشم، موهام بلند میشه، میرم ارایشگاه و نصف سرمو ماشین میکنم، پیرهن مردونه میپوشم، ارایش نمیکنم، ارایش میکنم و بله! من ازادم و ازادانه تغییر میکنم! اهمیتی نمیدم که نظر بقیه در مورد این ازادی چیه. شوهر هم نمیخوام:| مرسی:| 


+ البته دوستان. مدتها بود میخواستم این اندرز رو بهتون بدم! دفعه بعد که نشستید جلوی آیینه ارایشگاه و به ارایشگر گفتید: نه همون مدلی که گفتم! 

و بعد تو دلتون گفتین:د اون قیچی بی صاحابو بذار کنار و موزر رو بردار 

به این مساله واقف باشید که دارید ابعاد رو به میلی متر میرسونید و تا مدتها طول میکشه که همه موهاتون توی یه کش جمع شه! پشت گوش گذاشتن موها برای ماه های متمادی اعصاب فولادین میخواهد اقا! فولادین! 

و من به عنوان کسی که سالها جنگید تا رویای ماشین کردن موهایش را تجربه کند، گاهی عمیقا حس میکنم:عجب غلطی کردی! 


بی ربط:سه شنبه میروم که نظاره گر یک کلاس هیپ هاپ باشم، اگر در خور شان بود، ثبت نام میکنم. میشود دعا کنید در خور شان باشد؟ من نیاز دارم برقصم. 

هفته پیش چهارشنبه هم یک باشگاه دیگر را دیدم، بعد همانطور که برمیگشتم خانه به سامان گفتم:اصرار نکن! من تشخیص میدم کجا جای منه و اونجا جای من نیست! 

این در حالی بود که نه مربی را دیده بودم نه کلاس را و فقط از برخورد منشی و مربی کلاس دیگر میتوانستم بفهمم انجا جای من نیست! به هر حال پنج سال رقصنده بودن سختگیری های خاص خودش را همراه میاورد. خدای تبارک و تعالی! یک عدد در خور شان لطفا! 

و گرچه همیشه تواضع لازم است و من هیچوقت این مساله را در چش و چال هم باشگاهی های اینده ام نخواهم کرد 
ولی به هر حال من با فرزین انصاری، ریحانه کامکار و فرشته فرشیدفر رقصیده ام و دقیقا نمیدانم چند باشگاه را زندگی کرده ام و اینها ادم را سختگیر میکند. 
من درک میکنم که تو به شدت نگران خراب شدن استایلت هستی و اینکه دلت نمیخواد بری تو محیطی که منشی اش انقدر تایید داره اخر هر جمله یه "عزیزم" اضافه کنه! (و البته بعد از ادای جمله یاد این اصل میافته و با تاخیر مسخره ای اضافه میکنه:عزیزم! )
و البته که اون باشگاه مشکلات عمده تری از جمله ساعت نه شب برگشتن از کلاس رو هم داشت! 
با همه اینها شما یکم شل تر بگیر و سه شنبه اونجا اسم بنویس دخترم. حرف گوش کن عزیز بابا حرف گوش کن. تو اگه تو خونه تمرین کن معامله بودی تا الان تمرین میکردی! و سیریسلی؟ با کدوم دایره حرکات میخوای تمرین کنی!؟ بس کن بابا! بیا برو چهارتا چیز جدید یاد بگیر! 
با همون فرمون وحده خیر من جلیس السو 
باید بهت بگم بی باشگاهی خیر من مربی بد سامان جان! 
اوکی گایز! بیاید تیک اف کنیم! الان که سه شنبه عزیزمون نیست و ما هم که هنوز اون باشگاه رو ندیدیم. صلوات:| 
نوشتن بغل وبلاگ و فکر به اینکه بچه ماهیا کی میان؟ عید یا کی؟ 
شت! تابستون!!!!! تاااااابستون؟ سم؟ بگو تابستون؟ بگو وقتی ماهم شمالیم؟ تابستون؟ 
شیب؟ بام؟:) [در گوگل سرچ میکند بچه ماهیا کی میان؟ ]
نمیدونم ساجی ببخشید. تقویم طبیعیم بهم خورده. حتی یادم نمیاد کاکایی ها کی میان! پاییز؟ بهار؟ پاییز گمونم.
اصن اخرین بار کی شمال بودیم؟ انگار میکنم اخرین بار بچه ماهیا بودن! نبودن؟ نمیدونم ساجی! میان دیگه حالا! 


۱۵:۴۵ افزود:یسسسس! یادم اومد! کاکایی ها پاییز و بچه ماهیا تابستون! 
کلا تو هیچوقت بهار و زمستون شمال رو دوسنداشتی صخی جان.  همین یادت باشه کافیه به نظرم:-D 
وای ولی واقعا! چیه بهار و زمستونش! مزخرف! خدای من! بوی بهارنارنج و شلوغی عید! تهوع اور! 
"شوهر هم نمیخوام" رو خیلی خوب اومدی.

یه کلاس خوب با انرژی های قلب قلبی برات آرزومندیم.
❤❤❤
اون موقع که خیلی جدی نشستیم و در این مورد گفتگو کردیم، در واقع در لحظه جوابی نداشتم بدم. خیلی این داستان رو با خودم تجزیه تحلیل کردم تا به این نتیجه رسیدم که ادمایی که به خاطر یه مشت موی من _ اونم در جهت تظاهر به اونچه نیستم و صرفا جهت مخ زنی_  منو میخوان بهتره که نباشن و بله! اگه ازدواج من لنگ یه مشت موعه؟ خب شوهر نمیخوام! 

مرررسی معصومه جانان مهربونم^____^ 
در امتداد پاسخم به معصومه یاد سپهر افتادم :| حرف این بود که ماشین چی بخره و گفت دخترا الان فلان ماشینو دوستدارن!
من مثل بز نگاه میکردم دقیقا :| نه تنها مساله ای نیست که طرفت یه دختر اهن پرست باشه، بلکه تو سعی میکنی جوری باشی که یه اهن پرست میپسنده! فتبارک الله احسن الخالقین بر جامعه امروزی!
حالا شما خونت رو کثیف نکن عزیز من. اینکه بقیه چه دیدگاهی دارن به خودشون مربوطه. تو هنوزم ترازوی سنجش خوبی از بدی نیستی و هرگز هم نخواهی بود. 
در واقع :به تو چه؟ تو سرت به کار خودت باشه. 
حالا این یه بارو 
جون من 
یکم حالا فک کن
تورو خداااا
شوهر شوهره شوووهر بالش سر شوهر 
نبودی ببینی چقدر خندیدیم تو گروه با این آهنگ 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan