آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

اسا ونه چی بووه و کمی بیش تر

۱: اتاق بوی خنک عطرم و بوی خنک تر هندونه میده. 
بوی این نیم وجب جا چه قدر میتونه تو اروم کردن من اثر داشته باشه

۲:چند وقته خونه بند نمیشم. ساعت های ساعت ها پیاده روی های وحشیانه. حالا سر فرصت باید دیروز رو بنویسم

۳:شمالیا یه اصطلاح دارن که وقتی اوضاع خیلی درهمه به کار میبرن"إسا ونه چی بووه" یعنی حالا باید چی بشه!؟ 
به خودی خود یه بار استرسی رو با خودش حمل میکنه! و ما از بس این جمله رو به مسخره گفتیم الان تو همه بدبختیامون میگیم اسا ونه چی بووه و یه حالت خنده ی پر استرسی دست میده!

۴:یهو فردا مدرسه رو بپیچونی و یهو ردیف شه بری دیدار یاران. 

+۱: دلم میخواد از اتاق برم بیرون دوباره بیام تو که بوی عطر هی حس شه! هی حس شه! 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan