آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

از درس های زندگی وبلاگی

تو روابط وبلاگیم 

خیلیا بودن که از یه جا به بعد دیدم نمیتونم باهاشون ادامه بدم. 

بدترین حالتش دعوا بود که دو تا رابطه اینجوری تموم شد. 

بهترین حالتش هم یه توضیح خیلی ساده و یه خدافظی شیک بود که دو تا رابطه دیگه هم اینجوری تموم شد. 

حالا هر از گاهی، یه سرک میکشم به زندگی اون ادما. 

چه قدر خوشحالم که ندارمتون! ممنون! بعضی وقتا هیچی بهتر از تموم شدن های به موقع نیست. 

ممنونم که تموم شدید. و ممنونم که یادم دادید به محض اینکه مطمعن شم از بودن کسی عذاب میکشم میتونم مودبانه طالب نبودش شم. 

(((:منم دارم سعی میکنم بکشم بیرون از کسا و چیزایی اذیتم میکنن، خیلی توش موفق بودم واقعا حالمو خیلی خوب میکنه این
خداروشکر:)
چهارشنبه ۲ خرداد ۹۷ , ۱۴:۱۰ ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
بیخیال باو یهو غیب شو :)
به نظرم واقعا کار زشتیه! 
چهارشنبه ۲ خرداد ۹۷ , ۱۴:۱۴ ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
چندبار زندگی میکنی که وقتتو سر توضیحات هدر کنی؟
بزن قیدشونو باو
اصلا سخت یا طولانی یا وقت گیر نیست محمد!
قراره تو یه پیام خیلی ساده بگی بنا به دلایل کاملا شخصی دیگه دلم نمیخواد این ارتباط رو حفظ کنیم. 
اگر ارزش روزای خوب زیاد بود میتونی یه توضیح مختصر هم در باب دلایل شخصیت بدی! 
از یهو رها کن و رفتن خوشم نمیاد. انگار یه پرونده ی باز رو میزه! انگار یه بار سنگین رو شونه اس
موافقم که نباید یهو رها کرد و رفت. چه وبلاگی چه غیر وبلاگی. رک و پوست کنده آدم بگه تموم هم خیال خودش راحت شه هم طرف بدونه که تموم شد.
افرین! دقیقا! 
تو باید همزاد من باشی عطیه!:) روز به روز شکم کم تر میشه:-D 
این کنکور کوفتیتون کیه اقا؟ مردیم که ما! 
چهارشنبه ۲ خرداد ۹۷ , ۱۴:۲۵ ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
شاید... :)
عح؟قانع شدی؟=-O 
تاثیرات پرهامه همه پسرامون غلاف شدن؟
پرهام مادر تو تاثیر مثبتم میذاری لعنتی؟ خو خوووووبه! تا الان فک میکردم فقط مسعول سوتی دادن و دریدن مرزهایی عشقم:-D 
از همین تریبون سلام بهت هموطن:-D سلام بهت گل پسر
سالها بعد احتمالا یادم میافته روزی که خیلی دلم میخواست دکمه حذف اینجارو بزنم نلی از اسمون افتاد زمین و با محبتش به اینجا مانع شد. بدون اینکه خودش بدونه. 
بزنیم بیرون؟
ترجیح میدم طرف بیاد اصن فحش بده و بد و بیراه بگه بهم بعد بره به جای اینکه یهو بره و دیگه خبری ازش نباشه! اینکه یهو میره باعث میشه آدم بمونه تو یه برزخ و ندونه و با خودش چند چنده و همش از خودش میپرسه چرا؟ و هیچوقت جواب نمیگیره! 
خیلی خوبه که میگی که میخوای یه رابطه رو تموم کنی و حتی بعضی وقتا توضیحم میدی! خوب که نه؛ عالیه :)))
دقیقا! دقیقا! اینکه ندونی چی شده و چرا واقعا اذیت کننده اس! حتی اگه خیلی هم تو زندگیشون کمرنگ باشیم ولی بازم یه خدافظی کوچولو لازمه :) . 

چهارشنبه ۲ خرداد ۹۷ , ۱۵:۱۰ ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
@آنه
این میتونه شیک ترین مجازات باشه :)))
همیشه از اینکه دو نفر تو وبلاگم با هم حرف بزنن لذت میبردم:| :-D 

اینکه خداحافظی کردن ازشون انقد راحت باشه هم اذیتم می کنه :-" 
یعنی اگه طرف انقدر کمرنگ و معمولی باشه واسه م که بتونم انقدر رک بهش بگم نمی خوام باهات ادامه بدم ترجیح می دم آروم آروم تا یه جایی پیش بریم که بفهمه ارتباطمون تموم شده ست و دیگه راحت بای بای کنیم :))
با اینه تقریبا هیچ وقت موقعیتش پیش نیومده.
یعنی بهو چش وا کردم دیدم عه فلانی نیستش خیلی وقته. غیب شد؟ خب خداروشکر.
از یه جایی به بعد واقعا سخت نیست:) 


غیب شد؟ خب خداروشکر!:))))) 
کلا اینجوری ام که قهر بودن کسی رو بر نمی تابم و هرجوری شده میرم بفهمم چه مرگشه 
مگر اینکه اعلام کرده باشه "تموم "
که یادم نمیاد به کسی اجازه چنین گستاخی رو داده باشم😂😂😂
عاشقتم ینی:-D 

1397/5/2
بی ربط:
از امروز 
دقیقا یه ماه دیگه، 
یک سال میگذره! یک ساااااال سامان! باورم نمیشه! خدایا شکرت که یک ساااااااال گذشته! شکرت که زنده موندیم! 
@ محمد 
آره راست میگی. ولی وقتی هیچکاری نکرده باشی و یکی بذاره بره یهو خیلی بده! 
و یا حتی اگه یه وقتم کاری کرده باشی، شاید خودت ندونی، و تا آخر هم نمیفهمی گناهت چی بوده واقعا که اینکارو باهات کرده.. 
نمیدونم چرا نمیتونم تصور کنم روابط وبلاگی هم دچار مشکل باشه :)
شاید چون هیچ وقت نزدیک نشدم و فقط یه خواننده دور بودم!
سکوتت بخیر... ❤💋
وای چقد خوبه کسایی که راحت نه میگن راحت میتونن حرف بزن 
چقد خوبه که اگه اذیت میشدی تمومش کردی 
کاش منم راحت میتونستم کسایی که اذیت میشم باهاشون و تموم کنم :/ 
ازاین ایموجی دهن کجیا
دوزتان !
صخی احتمالا تا مرداد ماه وبلاگشو آپ نکنه :)
کلا بسته رفته :))
@نسیم جان!
کجا رفته؟!
موهاش دریا بود 
دنیامو زیبا کرد 
فهمید دیوونم
موهاشو کوتاه کرد 
نه ولی واقعا لازمه که بیام اینجا و برات بنویسم به فاک نرو لعنتی. به فاک نرو. 
دلتو از بال پرستو ها 
مدل موی چتری و پیرهن عروسکی دکلته
دامن جین چسبون بنفش 
رقصیدنای لب ساحل 
رقصیدن با فرزین 
کوهنوری با بلاگرا 
دیدار وبلاگی اصفهان 
پیدا کردن میثاق 
پدرت، مادرت، خواهرت 
گذشته
اینده 
ده شدن تو امتحان فردا 
دستبند نارنجی 
خارج رفتن فاطمه و رضا 
سربازی علیرضا
و هر چیز دیگه ای خالی کن 
لطفا به فاک نرو و فیزیک بخون. 
Hey sakhi...
❤🌹🌹🌹
صخیِ خر
امروز اینجا یادداشت میکنم که یادت باشه چقد التماس کردم که از روزات بنویس ، اصا تو دفتر بنویس ، من تایپ میکنم برات میذارم تو وبت که یه آرشیو دبش داشته باشی و زیر بار نرفتی .
صخیِ خر . خر خر .
😑😑❤❤❤
کامنت نلی:))))))))))))))))))))))))))))))))))) 
اوه مای لبخند:-D :))))))))))))
خدایا دمت گرم. این ادمارو از ما نگیر[چشمانش از اشک داغ میشود]

+معصومه^___^ :*


+اینو بذاریم اینجا هم باشه.

لازممون میشه.

پشت بحث های روان شناسی بازار، پر از آدم هایی ست که زندگیشان نابود شده. پر از آدم های ناامید، خسته و فراری ست. زندگی هم به مانند بازار، به آدم های فراری که نمیجنگند و تسلیمند، رحم نمیکند. زندگی به آدم های ترسو که خودشان را محکوم به شکست میدانند، مجال نمیدهد. آن ها در دنیا و آخرت زیان کارند. 

و اگر عمیق تر شویم، باید بدانیم که امید تنها راه زنده ماندن بشر است و به همین علت نا امیدی را گناه کبیره میدانند. گلّه ها تو را ناامید و خسته میکنند.

برگرفته از وبلاگ هَشت حَرفی (multi-track.blog.ir)

+farewell_Rihanna is playing 
 Farewell somebody’s gonna wish that you were here
That sombody’s me

 !I hope that you find it on the first try
!I hope that  you find it on the first try

Farewelllllllllllllllll

کشه مای بیوتی بلاگ/_____\ :( :
…Somebody’s gonna miss you
با قدرت برگرد... :-****...
شیرینی علیرضا رو بردم دم وبلاگش تحویلش دادم. 
شور نبودن رو درنیارین. به موقع برگردین. 
💗🌹
سلام

خوبی؟!!  کجایی!!  پست نمیذاری!!

دلتون شاد
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan