آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

اردیبهشت!:)

یه افسردگی هست 

من اسمش رو میذارم افسردگی بعد از دیدارهای وبلاگی! 

چه قدر خوبین بچه ها 

چه قدر خوشحالم از داشتنتون و چه قدر غمگین میشم از اینکه معلوم نیست دوباره کی ببینمتون. 

ما ادمای فوق العاده ای هستیم. 

ادمای قوی اشک و لبخند قاطی

ادمای رفیق با چشمای مهربون دورنگ

ادمای شیطون با دست شکسته_ هر چی صخی میگه همون درسته_

ادمای مامان در نقش مادر خرج، در نقش پیدا کننده، در نقش تلفن عمومی

ادمایی که زنگ میزنی میگی سلام ببین! یه نفس عمیق بکش! بهت ادرس اشتباه دادم! بعد میخندین! 

ادمایی که کنارشون قدم میزنی و ارومی و لذت میبری 

مرسی که اومدید بچه ها 

مرسی که افتخار میدید تو شادی و غم باهم باشیم

مرسی که یه ارامش عجیب تزریق میکنید زیر پوستم و بعد صدای خنده هامون بین ابرای آسمون فاصله میندازه! 

دیدار های وبلاگی قبل از ما سوتفاهم بود! سر فرصت، باید بشینم و لحظه لحظه اش رو بنویسم 

لحظه لحظه ی نارنجیش:) 


دفعه بعدی، هر چه قدر دور و دیر! یه جور هماهنگ خواهیم کرد که اکثریت باشیم

جای خالی خیلیاتون تو ذوق زد. 


کشتی سورنا ایز پلینگ:-D 
ادم به خودی خود با موزیک افسرده میشه:|:-D 
بریم عوضش کنیم؟ هی بخونه:
سلسله ی موی دوست 
حلقه دام بلاست
هر که در این حلقه نیست
فارغ از این ماجراست 
امیدوارم دلتون همیشه شاد باشه!!
ممنونم:) دل هممون
دوس داشتم منم باشم همراتون!جمعتون یجوریه که تک‌تکتونو دوس دارم!:*)
دفعه بعد...دفعه بعد!*-*
اقا خیلی جاتون خالی بود مسی! واقعا! 
دفعه بعد! دفعه بعد! خدایا عمرمون بده! فقط برا دیداری وبلاگی:) :-D 
مورفین سورنا ایز پلینگ
نمیدونم ربطش به این حس و حال شنگول و ارون الانم چیه:-D ولی میخونه دیگه :-D 
آخی ، کاش ماام بودیم :(
خوش باشین همیشه عزیزمممم :****
الهی:)
ممنونم
چهارشنبه ۱۹ ارديبهشت ۹۷ , ۲۳:۰۶ ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
من شیطونم عاقا؟!
نه تو فقط یه بنزی که افتادی پشت پیکان:-D :))))
چهارشنبه ۱۹ ارديبهشت ۹۷ , ۲۳:۲۱ ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
😂😂😂😂😂😂
:))))))))))
((: کیارودیدی؟
عشقارو:) بکس تو رگی رو 
کاش ی روز ببینمت خره
خودتو برسوووون:) 
نگران نباش من حالا حالاها بیخ ریش تو یکی رو هستم:-D 
میبینمت بابا:)
به به چقدر خوب ^___^
حواسم هست حواسم هست 
بعد کنکور ۹۷ انقلاب:) 
تو محشری =))))
از همه سری 
تو یه افسونگری 
اره حور و پریییی
لی لای لالای لالالا لای لالا لالای لای :-D 
خوشبحالتون که میتونین همو ببینین :((((:
ساده به دست نمیاد ولی سختیاشم دوست داشتنیه:)

#بغل وبلاگی
یه چندتا یرفه خشک و پشت بندش هی نفس عمیق
:) سامان هم اومده بود؟
امیدوارم همیشه حالت خوب باشه. 
سامان بچم:)))) 
حال شما هم اقای بنایی عزیز:)))
ما غیر پایتخت‌نشین‌ها هم فقط نشستیم و تماشا می‌کنیم! -_-
من که آدم محبوبی نیستم. یه محبوب باید پیدا شه بقیه رو جمع کنه. من اگه بگم هیشکی نمیاد! :))
عاغا خیلی درد داره واقعا! تف به جبر جغرافیایی-_-
کی گفتههههه؟!ضمن مشهور بودن، خیلی هم محبوبی-_- 
من اگه بیام رشت امکان نداره بدون دیدن تو اونجا رو ترک کنم. یعنی میگم خلاصه گاوی گوسفندی چیزی خاصی قربونی کنی امادگیشو داشته باش:-D 
عا، لطف داری تو خب ^_^
نه خیرشم عین واقعیت بود
واقعا افسردگی بعد دیدار عجیبه
ولی خوب بعدش از داشتن یه همچین ادمایی تو زندگیمون غرق لذت میشیم
که وقتی فکر میکنی هیچکسو نداری چند نفر باشن که کنارشون خود خودتی که وجودشون واقعیه
♡♡♡♡
بریددددد کنار شاخ مون اومد:-D 
باهوش خانوم:)))
اره واقعا! تکبیر به حرفات
مو 
قربون تو نارنجکی
؛)
آبی مهربونم:)))))))))))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan