آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

آب هویج

۱: تمرین رو گند زدم. افتضاح. لپام سرخ سرخ بود و پا درد افتضاحی داشتم. 

دیدم میس کال دارم. زنگ زدم. حتی صداش حالمو بدتر میکرد. گفت فردا میام ببینمت. یاد همه خاطراتی که نباید افتادم. بغض کردم. خدافظی کردیم

خیابون خیس بود. سه روزه بارون با من میباره. سعی میکردم لیز نخورم. صورتم از اشک و بارون خیس بود. موزیک پلی، دست تو جیب کاپشن، قدما خسته، شونه ها افتاده و کلاه روی سر. 

تا اخر خیابونو رفتم و رسیدم به پل 

میخواستم برم اونور. پله های پل هوایی برا درد پام از سم بدتر بودن

دوباره همون راهو برگشتم. دیگه داشتم از درد پام گریه میکردم. 

یه جای خشک نشستم 

زل زدم به رو به رو 

هق هقم بالا گرفت 

سپردم به خدا 

نگاه با تعجب عابرا و توقفشون

یا علی من و بلند شدنم

بعد رسیدم! اولین بار بود که با دیدن ایستگاه مترو حس میکردم قهرمانم! 

من هنوز زنده بودم! هیچیم نشده بود و رسیده بودم! هنوز رو دوتای پای رنجورم ایستاده بودم! رو دوتا پای خودم! قهرمان!


۲:از دیشب تو فکرم بریک دنس رو بذارم کنار. عصری داشتم فلشم رو خالی میکردم. چندتا بتل خوب دیدم. 

سامان میگفت اره! اره! اگه میتونی بذارش کنار! 

میدونه اونقدری احمقم که میتونم بذارم کنار! ولی دوست داره فکر کنه هرگز نمیتونم از رقص دست بکشم. 


۳:

به نظرم هر کی تو زندگیش یه کتاب الهام بخش داره. و من تا ابد مدیون قلم جی کی رولینگم. 

هری پاتر میبینم. چه قدر برام دوست داشتنیه این فیلم. دیالوگای دامبلدور و چالش های ریزی که تعریف میشن. 

"دیوانه سازها! اونها بدترین خاطرات مارو به یادمون میارن تا قدرتشون بیشتر بشه. 

تو ضعیف نیستی هری! تو فقط ترس های حقیقی تری رو تو گذشته ات تجربه کردی."

امیدوارم یه روز بتونم خانم رولینگ رو نزدیک ببینم:))) و بگم مرسی که زندگی رو یادم دادی. 


۴:چه قدر بعضیا بی وصفتن 

دست که هیچ! شما کل هیکلتو فرو کنی تو عسل اخرش گاز میگرن!


۵:داشتم فکر میکردم من چرا رویا نمیبینم! 

چرا واقعا؟!

"ما غصه هایمان را شمردیم و به خواب رفتیم

باید هم کابوس میدیدم"

سامان میگه همین چند وقت پیشا خواب خوب دیدی! من یادمه با خنده بیدار شدی! 

میگم:اره منم خندش رو یادمه! خوابه رو یادم نمیاد!

میگه:کابوساتم یادت نمیاد:) 


۶:بم میگه ببین! هر چی بشه صخی! تو زندگی خودتو داری! سه سال! نهایتش سه سال دیگه ! بعد میری میری میری… 

تو زندگی خودتو داری و هیچی جلودارت نیست. به قول گروه he&his friends: 

"هر اتفاقی که افتاد! تکرار میکنم هر اتفاقی که افتاد! نباید یادتون بره رسیدن به دریای ابی"


۷:چه قدر نیاز ندارم که یه پسر تو زندگیم باشه. چه قدر تصور اینکه باید یکی دیگه رو تر و خشک میکردم و روزهام، خوشی هام، غم هام رو باهاش تقسیم میکردم حالمو بهم میزنه! اینکه باید روزها غم ها و شادی های اونم میچشیدم! 

من وسط این سگدونی واقعا کشش یه شخص دیگه رو نخواهم داشت. یادمون بمونه قبل از رل زدن این وجه روحیاتمونم در نظر بگیریم. 


۸:تو لیست بعد از کنکورم لیزر کردن صورت رو یادداشت خواهم کرد. 


۹:خیلی مزخرف ولخرج! 

یهو ده تومن میذاره برای گروه موسیقی کنار خیابون که اهنگای نوستالژی میزنن! انه شرلی و پلنگ صورتی! 

یهو برای یه پسربچه _که کیسه زباله بزرگی کنارشه_ شیر، دنت شکلاتی وکرم کاکاعو کنجدی میخره 

بعدش برای یه گربه باردار شیر میخره

بعد ساعت هشت شب میبینه کارت متروش گم شده و پول نداره بره خونه!

خیلی مزخرف ولخرج! یهو حالش بده، از خونه میزنه بیرون، n تومان کتاب میخره و یه بستنی زغالی گنده! 

تو بارون بستنیشو لیس میزنه، یخ میزنه و سرفه میکنه! 

ولخرجه! ولی مزخرف نه! درسته؟! مزخرف نیست! ارزششو داره! 

حالا حساب پس اندازمونم یه جوری پر میکنیم!

راستی! به نظرتون فرشته مهربونم * چی دوستداره؟ امروز صبح فکر میکردم یه جعبه شیرینی بخرم، یه روز صبح تو پارک پخش کنم! 

یه جوری که حس نکنه دارم بهش ترحم(!!!) میکنم یا چی! 

یه چیزی فقط به شکرانه ی بودنش! شکرانه ی حال خوب هر روز صبح! 


۱۰:ته مونده کیک ها ، نون ها ، برنج هاتون رو میریزید کنج باغچه یا لب طاقچه برا پرنده ها؟:) زمستونه ها! حواسمون باشه!


۱۱:نفس عمیق از ارامش 

شیش صد روزگیت مبارک ارام وحشی من[قلب]
بیگ کشه/____________\
شیش صد روزگیت مبارک ارام وحشی جان! ❤❤❤
زندگی همین بالاو پاییناس که نوشتی. تمومی هم نداره. باید باهاشون زندگی کرد. با آرزوی موفقیت. 💋💋💋
ارام وحشی لبخند با وقاری میزند:) 
قوووووربون شوووما*____*
*فرشته مهربونم 
توی شماره هشت پستی که لینک شده از ایشون نوشتم 
طومار نوشتیا صخی! 
چی میشد دنیای جادویی واقعا وجود داشت!
من هنوزم منتظر جغدی ام که نامه‌ی هاگوارتز رو برام بیاره.
هری پاتر، فیلمش دوست داشتنی هست ولی داستانش دوست داشتنی تره. داخل فیلم خیلی از جزئیات حذف شده.
.........
آخرین باری که یادم میاد با خنده از خواب بیدار شدم چند شب پیش بود. حالت واقعا مضحکی بود، هیچ جوره خندم تموم نمیشد ((= 

در اخر نفس عمیق و آرامش
فک کن! از پنجره بیاد تو:)))) 
من نمیدونم چرا اننننقدر فیلمش رو دوستدارم! شاید چون برام ملموس تره و به تصور کشیده شدش رو بیشتر میفهمم:) 


الهی:) فک کن:-D هار هارهار مثلا:-D نخند خانوم نخند! دختر مگه میخنده؟!
#خورخوردم

و در اخر نفس عمیق و ارامش:)
www.pottermore.com
نمیدوم باهاش آشنا هستی یانه. اگرنه از دستش نده^^

از سخت ترین کارها نگه داشتن خنده‌س (((=
حتما حتما در اسرع وقت میبینمش:) مرررسی برا معرفی:) 

خورخوردگانیم بابا:-D :)))))))
چندصد روزگیت مبارک صخی:-))

مورد هشت نه تنها برام تاثیر نداشت که زد داغونم کرد
مررررسی^^ :****

جدی میگی لیمو؟! أییییی باااااباااا:( 
به نظرم نمی‌تونی رقص رو بذاری کنار صخره. توی اون یه ماه که تمرین نمی‌کردم همیشه روزای زوج حواسم بود که امروز روز باشگاهه! دل آدم گیر می‌کنه :)
برگشتییییی عاااااالیییییی*_________* چه خوووووب کردی دختر:)

+امیدوارم نتونم:) 
قربون اون دلت 
من خیلی وقت بود نخونده بودم 
حتی سراغ اینجا هم نیومده بودم
دیگه فکر کنار گذاشتن رقصو نکن خیلی دلم گرفت اینجوری گفتی 
این که کسی بخواد رویاشو بذاره کنار خیلی دردناکه واقعا دردناکه 
مخصوصا این که یه دوست باشه برام 


خدا نکنه! مو قوربون توووو:-D 
مرسی دوباره سر زدی:) 
فعلا که امروز نرفتیم باشگاه 
نمیدونم چیکار میکنم در اینده 
چی بگم والا:( باید دید اوضاع چجور پیش میره
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan