آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

اگر نبودیم

ترک وبلاگ از دیرباز بحرانی بغرنج و طاقت فرسا بوده و هست. 

هماره قبل از هر اقدامی در این راستا، میترسیدیم بی خبر رها کنیم برویم  و دست مخاطب بامرام در پوست گردو بماند! لذا هر بار پستی نگاشته و خداحافظی جان سوزی راه می انداختیم.

لاکن،ولی،آما! بنا به خط اول، پس از اندک زمانی با دوپای کودکانه باز میگشتیم به خانه! و از این خدافظی ها و بازگشت ها، بسیار کنف میشدیم! 

این صفحه بماند، برای آنکه اگر دست بر قضا، مجددا هوس کردیم مدتی از وبلاگ فاصله بگیریم مجبور به خداحافظی های جانسوز نباشیم. 

احتراما در اوج بی مزگی به استحضار میرسانم:

هر گونه عدم حضور بنده در وبلاگ میتواند در راستای دوره های ترک فضای مجازی باشد و خلاصه؛ نگران ما نشوید که زنده ایم! 


پ.ن:از مخاطبین عزیزی که با جان و دل، مزخرفات ما را خواندند و در سرد و گرم روزگار همراهی مان کردند صمیمانه سپاسگزاریم. 

پ.ن۲:در صورت لزوم دلاتون رو هوایی کنید اینجا

پ.ن۳:کی گفته ما برنمیگردیم؟:) کی گفته بزنیم لهش کنیم؟:) 

{ روزی صد بار دست به زانو میگیریم و قد راست میکنیم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم
یکم میشینیم گوشه راه، با بطالت ساقه گندم میجوویم و چرت میزنیم
گاهی میریم بین علفا میشاشیم
گاهی هم اختیار از کف میدیم و هر جا هستیم میشاشیم به همه چی
خستگیامونو میریزیم توی توشه ی راهمون
پاهامونو خرکش میکنیم رو زمین
اینجا یه وقتایی کویره
یه وقتایی یه جنگل سیاه و ترسناک
گاهی یه تپه ی سبز با شقایق های سرخ
گاهی یه کوه با غارهایی که نمیدونی تهشون چه هیولایی خوابه
یه مسیر اسفالت ، یه اتوبان
یه کوچه باریک قدیمی با دیوارای اجری و ته سیگارای خاکی
ما هم وسط همین راه دور و دراز،
دست به زانو میگیریم
یکم نفس نفس میزنیم
باقیشو سینه خیز میریم…
Designed By Erfan Powered by Bayan