آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

همه بلاگرا بیاید وسط

قبلا یه پست ثابت گذاشته بودم که دوستدارم یه ارشیو از عکس چشم های بلاگر ها داشته باشم. میشه عکس چشم هاتون رو برام بفرستید؟

لطفا؟

*کامنت 

پ.ن:عکس ها از هر دو چشم و بدون افکت باشد لدفا:)


عجب روزیه!

هرسال، شنبه ی آخر آوریل رو به عنوان روز جهانی دامپزشک معرفی میکنن.

اینو نگه دار، امروز؛ روز جهانی رقص هم هست! 

فرض کن! 

مبارکه عاغا! مبارکحححححح! یه شیرینی شامی چیزی طلبتون:-D



±بی ربط:

خطاب به بچه های قالبی: بچه ها شارژ نتم احتمالا تا شب دووم نمیاره. اگر نبودم پست سرجاش هس. دور هم باشید منم بعدا حرفاتونو بخونم ذوق کنم:-D


±کلا موزیک قرار نیست عوض بشه. به صورت تکرار شونده ای اهنگ راهرو صادق هیییی داره پخش میشه هییییی داره پخش میشه! نکته جالبشم اینه که نصف اهنگو اصن نمیفهمم حتی:| إنقد یعنی:|

:-D 


پ.ن:مخلصیم عاغا. 

با رمز استادقالبی

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

GalebiBax!

پست بالا رو گذاشتم که اگر احیانا اومدید و من نبودم شما توافقات رو به انجام برسونید!

روز و ساعت تایین کنید

پسورد تایین کنید 

یه دو سه تا همه جعفریا و اشوبه ارامشش منم هم برید:-D

رمزش رمز عرفانه. 


برای بنفش ترین بنفش زندگی ام

جونم به جونت بنده ! نفسم به نفست! 

حاضرم خودم صدسال تو اون حال مزخرف چند شب پیشم باشم ولی یک ثانیه حال بدتو نبینم

رفیق! نفست نفسمو تنگ میکنه

حال بدت حال منو بد میکنه

تو بهترین نقاش نقشی نگار

روی تن جهان من پخشی نگار

کاش دنیا هزار تا سامان داشت

چند وقت پیشا خیلی دمق بود. میگفت دلم نمیاد بهش نه بگم. میگفت پسرخالمه! دلم براش میسوزه. اذیت میشه

بش گفتم ببین فاطمه جان. تو یه دختری این تازه شروع قصه اته! یه دختر ممکنه ده تا،بیست تا،حتی سی تا خواستگار داشته باشه ولی فقط سهم یکی میشه! تو نمیتونی برای همه ی اون ۲۹ نفر باقی مونده دل بسوزونی! 

نمیتونی ذهنتو درگیر همه ی این ادما کنی. درگیر غصه شون. درگیر غرورشون!

اون موقع فکر میکردم حرفام به دردش نمیخور ولی الان میفهمم خیلی هم بی راه نگفتم. 

سامان میگه همه دخترا باید یه نفر رو داشته باشن که این حرفارو بهشون بزنه... 

میشینه رو چهارپایه چوبی رو به روم و میگه

هوم؟باشه؟ 


قالبیانی ها

دلم لک زده برا دور هم بودنامون!

بهار! خودتو برسون بهمون!

بچه ها؟! بچه ها؟! تمنا دارم اگه به بهار دسترسی دارین بگین من کارش دارم. 

پوتریکح...



± میریم که بترکونییییییم! اگه بدونید چه خوشحالم! اگه بدونید!

خیلی سعی کردم بگم دیکتاتور خوب ولی خوبش رو نگفتم!امان از غرور

خانه مادربزرگه بودیم.

ناهار را خوردیم و در اوج لذت چرت بعد از ظهرمان تلفن زنگ خورد. 

قدیمی ها شاید یادشان باشد، من به شدت به زنگ موبایل یا تلفن حساسیت دارم. به ویبره هم! همیشه بهترین و ارام ترین اهنگ ممکن را برای صبح بیدار شدن ها تنظیم میکنم اما با این حال بعد از مدتی دیگر حتی نمیتوانم به ان اهنگ گوش بدهم! 

تلفن مآنی[مادربزرگ->مامانی->مآنی] که زنگ خورد طبق یک سیر طبیعی ضربان قلبم بالا رفت و بعد سامان فعال شد که ارام فرزندم ارام! فقط صدای تلفن بود.

داداش بود. میگفت تا هفت و هشت شب خانه مآنی بمانید من هم می ایم. اما بنا بود ما ساعت ۳_۴ برویم

فرض کنید تازه از خواب پریده باشی[ان هم به این صورت] یک نفر بخواهد برنامه ات را هم بهم بزند و یک آبانی الاصل یک دنده هم باشی!

تلفن را گرفتم که بگویم مومن! تازه از خواب پریدم حداقل بگذار مغزم لود شود پنج دقیقه بعد خبر میدهم که میمانم یا نه! 

گفتم سلام 

گفت:چه قد ناز میکنی تو! هر چی من میگم میگه نه! باشید منم بیام دیگه! سلام!

خنده ام گرفت! با جمله دومش یاد هفته پیش تر تر تر افتادم که نیامده بودم خانه مادربزرگه و حسابی حال داداش را گرفته بودم. دلم نیاند این هفته هم توی ذوقش بزنم

با خنده گفتم چشم

باورش نشد همچنان رگباری ادامه داد که باشید ها! من فلان ساعت می ایم ها! 

خلاصه سه بار گفتم چشم تا مغزش لود شد واقعا قبول کرده ام. 

از در که امد تو گفتم سلام دیکتاتور! 

خندید! مغرور خندید! و من ته دلم غنج رفت که اصلا چه قدر خوب است آدم یک بچه تخس لجباز کله خر باشد و همیشه کار خودش را بکند ولی یک نفر این وسط استثنا شود!

چه قدر خوب است ادم "یکی" را انقدر دوست داشته باشد

چه قدر خوب است هی بگویی چشم! هی در باورشان نگنجد :)


پ.ن:دم در واساده بود گفتم واسا یه عکس ازت بگیرم

گفت نه عکس مکس نگیریا

همچنان که این عکسو میگرفتم گفتم : عح!میخوام پست بذارم عکس ندارم.

عمو میم را یادتان هست!!؟؟

تنها مزیت امشب دیدن محسن بود

هنوز خوش تیپ 

هنوز خوش هیکل

هنوز یک جنتلن واقعی!

و هنوز پر از حس خوب برای من!

چرا بعضی ها هر چه پیر میشوند جذاب ترند؟

تهران همون شهری که توشیم

ممنونم ترافیک 

جونم براتون بگه که برای منی که تا لحظه اخر میگفتم بذارین من نیام 

اینکه مهمونی ساعت ده تموم میشه و ما ساعت نه تو ترافیکیم یه جور دلم خنک شد گنده اس!

مرررسی ترافیک!


۱ ۲ ۳ . . . ۴۵ ۴۶ ۴۷
{ چی هستی که بغضت میکشه گلوم رو ناخون
کی هستی که بودنت میکنه روحم رو آروم

*که نباشین،نیستم…

_صادق_راهرو
Designed By Erfan Powered by Bayan