آرام وحشی

پشت بامی در زیرزمین

پسرها چگونه عاشق میشوند؟

شما پسرها هم در عشق و عاشقی انواع مختلفی دارید ها! 

یکی تان فرت و فرت در حال عاشق شدن و شماره دادن و درخواست فلان است 

دیگری تان لال میمیرد یک کلام به دختری نگاه بینداز

در مجموع انهایی که سکوت میکنند به سه دسته تقسیم میشوند:

۱:

یک سری تان کلا اهل عشق های سکرت و علاقه های شخمی به سوشال ها هستید! روزی ۹ بار عاشق میشوید و هر بار اصلا دلتان نمیخواهد رابطه معمولی عزیزتان بابت یک پیشنهاد دوستی بهم بخورد. لذا چیزی به انها نمیگویید

۲:

این پسرها را معلوم نیست کدام دختری با پاشنه کفش ، سیاه و کبودشان کرده که جرعت ابراز علاقه ندارند. 

بعضا منطقی ترین پسرها هم در این دسته قرار دارند. انها فکر میکنند حالا که "حساب جاری ندارم و ماشین فراری ندارم و ویلا توی ساری ندارم " برم به دختر مردم بگم چی؟ 

[اغلب پسرها اذعان دارد در این گروه قرار بگیرند ولی نمیگیرند]

۳ : 

این دسته برای انکه با خودشان به "دوی ضربدر دو مساوی است با چهار" برسند احتیاج به زمان هنگفتی دارند. انها در نظر نمیگیرند دخترها باهوش و عجول اند. همچنین متنفر از نازکشیدن برای ابراز عشق! خلاصه که انقدر به دوی ضربدر دو مساوی است باااااا ؟! فکر میکنند تا دختره برود که برود

[به هر حال هر دختری باید از شیش ماه قبل فکر کند که وای حالا خاستگاریم چی بپوشممممم؟]


اما پسرهایی که عنرعنر در حال عشق ورزی هستند :

۱:شعار اصلی شان "من همیشه عاشق هستم"است. انها میتوانند از تیرچراغ برق گرفته تا دختر کوچیکه ی عمه کلثوم را به چشم دیگری نگاه کنند و با همه شان… استغفرالله خلاصه!


۲: آن یکی هاتان وقتی پیشنهاد میدهد و مودبانه نه میشنود جامه ها میدرد که علی ای حال ! ای یار بی وفا! ای دختره ی فلان فلان زشت! برو ببینم من نباشم دیگه کدوم احمقی عاشقت میشه 


۳:در دوران دبیرستان بیشتر شاهد این قشر هستیم. خیلی صادقانه یک بار عاشق میشوند اما خیلی صادقانه یک بار خودکشی نمیکنند! 

بلکه نهایتا با دوتا استامینوفن به زور خودشان را به شست و شو معده میرسانند و هی برای عشق صادقانه شان عکس میفرستند  و رپ میخوانند که 

"بعد از تو رومو کردم به زمین گفتم بگرد تا بگردیم"


۴:مخ زن ها! این عده افراد اشعار عاشقانه زیبایی در نت های تلفن همراهشان شان ذخیره کرده و به مرور همه را برای دختر میفرستند. یک نوکیا دو صفر یازده هم دارند و اگر پروژه های مخ زنی شان زیاد شود دخترها را به تعداد لازم بین دوست هایشان تقسیم میکنند.نوکیا دوصفر یازده هم از ممد به تقی ، از تقی به حسین ، و از حسین به حجت منتقل میشود

[شروع فعالیت انها معمولا با این جمله است"تو دختر خیلی پاکی هستی! اما قدر خودتو نمیدونی. قلبت مثل اسمون پاکه" ]


۵:اویزان ها! تمام چهار گروه فوق به نسبه میتوانند در این گروه قرار بگیرند! انها در هر شرایطی ماهی یک بار تماس گرفته و التماس میکنند! کلا ذاتشان با اویزان گری عجین شده است. 


در مجموع قانونی که در مورد همه شما پسرها صدق میکند :

حتی اگر برای نابودی رابطه ای غمگین شوید، امیدتان به افق های روشن اینده است 

و من حیث المجموع به کتف شریفتان هم نیست ! 

و باز دارم فکر میکنم من به کجا رسیدم؟

خلاصه که از یه جایی به بعد تنها کاری که میشه برا حفظ شرف کرد خفه شدن و گم و گور شدنه! 

دارم لذت میبرم

اگه شماهم عاشق شندین صدای بلاگرایین 

و همچنین عاشق لهجه شیرین ترکی

یه سری به اینجا بزنید:)

همممممممه خووووووباااااااا:) 

گپ و گفت ف شین و رامین عزیز

چیه هی به زور به زور عنوان بذاری:|

تازشم اقای سامان خان! من دلم موهای بلند فرفری سورمه ای میخواد!  

و دلم موهای خیلی کوتاه نارنجی میخواد 

تازشمممم!  دلم موهای نسبتا کوتاه گلبهی کمرنگ میخواد

اصنش:( نمیشه که همینجوری خشک و خالی زندگی کنیم! 

کی این مدرسه کوفتی تموم میشه تا بریم و با همه قوا تر بزنیم به قیافه مون!؟!؟ 

سامان هیچ بهت گفته بودم جدیدا خیلی گلبهی کمرنگ دوس؟:(


+مسبب:کلیک

and finally he leave me

روی نت های رنگی جمله های مثبت و قوانین هفته رو نوشته و چسبونده بالای میز مطالعه

هزار بار تهدید کرده اگه درس نخونی میفرستمت هنرستان تربیت بدنی

اخر هفته پیش ساعت ها باهام حرف زد 

امروز که بی رمق به نت های رنگیش نگاه کردم

بعد در مورد دروس تربیت بدنی و چارک پایین قبولی کنکورش تحقیق کردم

و بعد نشستم لب تخت و گفتم که نمیتونم درس بخونم 

نا امید، از همه جا رونده و مونده 

گفت که من مرخصی میخوام صخی جان. تا اطلاع ثانوی سامان بی سامان

مشکل تو خودباوری، اعتماد به نفس و ترسیدنه! 

بعدم در اتاق رو بست و رفت. 

مخصوصا که بهرام گفت ایمان زوری نیست! اگه نداریش نداشته باش

با حوله حموم دراز میکشم رو تخت

پتو رو روی پاهام میکشم

وبلاگ یاسی رو میچرخم و فکر میکنم چه قدر دلم میخواد از اون کامنت طولانیا بنویسم! حوصله ام نمیکشه.

سامان با لحن دایان میگه: حوصله کن 

با همون لحن میخونم:تموم میشه این مشکلا کم گله کن

کاش یه خدایی چیزی داشتیم که چنگ میزدیم بهش و میگفتیم خب دیگه! از ما حرکت از تو برکت! یا علی مدد! بسم الله! بریم که بترکونیم

ولی خب همون با حوله دراز بکشیم و پتو رو بندازیم رو پامون منطقی تره:) 


Designed By Erfan Powered by Bayan